ناصر خالدیان: مدتی پیش مدیر کل محیط زیست همدان در مورد علت حمله گرگ‌ها به این منطقه گفته بود: «چون در کردستان به علت شکار خرگوش توسط مردم این حیوان به شدت کمیاب شده و گرگ‌ها نیز غذای کافی برای تغذیه به ویژه در فصل سرما ندارند، راهی مناطق امن‌تری می‌شوند».
تصوری که دیگران با شنیدن این خبر دارند این است که مردم کردستان کارشان شده نان و خرگوش خوردن یا مثلاً همگی زندگی‌شان را ول کرده‌ و بدو بدو افتاده‌اند به شکار تا آبگوشت خرگوشی بار بگذارند و گرگ‌های زبان‌بسته هم که تنها خوراکشان خرگوش است از دست آنها عاصی شده و به «مناطق امن» پناه برده‌اند. این که از نظر زیست‌محیطی و روان‌گرگ‌شناسی و بیوگرگولوژی این حرف تا چه اندازه مستند و مستدل است بماند و این که اصلاً چند نفر در کردستان تا حالا نه آبگوشت خرگوش، نه گوشت خرگوش، اصلاً خود خرگوش را از نزدیک دیده‌اند و چند هزار نفر اصولاً تنها کارشان شکار خرگوش است که گرگ‌ها را مایوس و آلاخون والاخون و محیط زیست محترم همدان را غضبناک کرده‌اند، این هم بماند.
اصلاً فرض را بر این می‌گذاریم که این حرف درست است و گرگ‌ها نشسته و اجماع کرده‌اند: «بابا این کردا نمی‌ذارن یه خرگوشی بزنیم به بدن. پا شین جمع کنین برویم بر همدان، شوهر کنیم به رمضان». فقط اینجا سوالی که مطرح می‌شود این است که پس این گرگ‌هایی که در خود کردستان هر چند وقت یک بار به روستاها و گله‌ها حمله می‌کنند از کجا آمده‌اند و چرا نمی‌روند همدان؟ یا مگر غذای گرگ شبیه قصه‌های کودکان و کارتون‌ها تنها خرگوش فسقلی با آن چند گرم گوشت است؟
فلذا برای جلوگیری از حمله‌ی گرگ‌های کردستان به مناطق همجوار ضمن ممانعت از شکار خرگوش، پیشنهاد می‌کنیم یک کلاس فشرده‌ی آموزش نقشه‌خوانی برای گرگ‌ها بگذارند. چون این گرگ‌های الدنگ زبان‌نفهم علاوه بر عدم درک حلال و حرام بودن گوشت خرگوش در دو منطقه همجوار، مفهوم «مرز» را نمی‌دانند و چون سواد نقشه‌خوانی ندارند، نمی‌دانند که مرز بین استان همدان و کردستان دقیقاً کدام است و پنجول‌شان را می‌گذارند آن طرف سرحدات استانی و آبروی کردها را می‌برند. ولی خدا را چه دیدید شاید روزی انقراض دایناسورها هم به کردستان نسبت داده شد.