شیروان یاری: آقای قاضی با توجه به اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شما یکی از پیشگامان با سابقه مطبوعاتی در مجله کردی سروه هستید، ابتدا بهتر است در مورد تاریخچه مطبوعات کردی در ایران صحبت کنیم. به نظر شما تاریخ روزنامه نگاری کردی به چه سال هایی بر می گردد و چه کسانی در مشق و هموار کردن راه این حرفه خطیر و سخت نقش داشته اند؟
روزنامه نگاری یا ژورنالیسم کردی در کردستان ایران تاریخ ویژه ای دارد،‌اگر از نگاه کلی و عمومی به تاریخ روزنامه نگاری کردی در ایران و جهان بنگریم؛ بحث بسیار طولانی خواهد بود؛ اما در این وقت تنگ برای جلوگیری از اطناب گفتگو تنها می خواهم به بررسی وتحلیل تاریخ مطبوعات کردی در ایران بپردازم. برای واکاوی تاریخ فعالیت مطبوعاتی و انتشار روزنامه در کردستان ایران باید ادوار تاریخی مطبوعات کردی را به سه دوره تقسیم کنیم. نخستین دوره مربوط به آغاز سده بیستم تا سال ۱۹۴۵ میلادی است. دوره دوم از ۱۹۴۵ تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی و دوره سوم نیز از سال ۵۷ هجری شمسی تاکنون را شامل می شود.
به عقیده من دوره یکم از زمان چاپ روزنامه «کوردستان موسته شاری» که در سال ۱۹۰۲ توسط گروهی از میسیونر های آمریکایی – مسیحی به دو زبان کردی و انگلیسی چاپ و منتشر می شد – آغاز می شود. محتوای این روزنامه توسط میسیونر های آمریکایی تهیه و در ساوجبلاغ مکری «مهاباد امروزی» توزیع می شد در حال حاضر مطالب انگلیسی این روزنامه توسط «حسن سیف قاضی»‌به کردی ترجمه ودر مجله مهاباد چاپ می شود.
بعد از روزنامه کوردستان موسته شاری – هفته نامه «کورد »‌در سال ۱۹۲۰ میلادی توسط «ملا محمد ترجانی زاده» در چاپخانه «غیرت» ارومیه چاپ و منتشر شد؛ بعضی از اشعار «سیف القضات»در این هفته نامه نیز چاپ شده است. این هفته نامه در حقیقت توسط «اسماعیل ئاغا سمکو»یکی از مبارزان کرد علیه رضا شاه منتشر می شد و بیشتر به بیان افکار و ترویج اندیشه های مبارزاتی اسماعیل ئاغا می پرداخت.
هم اکنون سه شماره از هفته نامه کورد در کتابخانه های ترکیه، کردستان عراق و شاید ایران نیز آرشیو و بایگانی شده است. بررسی ها نشان می دهد که در دوره یکم روزنامه نگاری کردی تنها دو عنوان روزنامه «کوردستان موسته شاری» و هفته نامه«کورد»به چشم می خورد.
بعد از اتمام دوره یکم، دوره دوم روزنامه نگاری کردی که مصادف با سقوط رژیم رضا شاه است آغاز می شود. در این دوره شمار روزنامه ها و هفته نامه های کردی دو چندان می شود که در این زمینه می توان به نخستین انتشار روزنامه کردی «نیشتمان» ‌به سردبیری«‌عبدالرحمن ذبیحی» اشاره کرد،‌انتشار این روزنامه از سال ۱۹۴۱ آغاز و تا ۱۹۴۵ ادامه دارد در این روزنامه بیشتر به مباحث سیاسی- ادبی و تاریخ کردستان پرداخته می شد.
بعد از نیشتمان، روزنامه «‌کوردستان»با محتوای سیاسی منتشر می شد؛ اعضای هیات تحریریه این روزنامه در طول هفته سه شماره از این روزنامه را چاپ وتوزیع می کردند؛ این روزنامه با مسئولیت دکتر «اسماعیل اردلان» به مدت دو سال به صورت مستمر از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۵ هجری شمسی در تهران چاپ و منتشر شد.
بعد از این روزنامه، روزنامه ی دیگری با همین نام به سردبیری سید «محمد حمیدی» در مهاباد چاپ و در سراسر منطقه توزیع می شد. از این روزنامه ۱۱۳ شماره چاپ و منتشر شده است.
از دسامبر ۱۹۴۵ تا ژانویه ۱۹۴۶ میلادی نیز دو هفته نامه «کوردستان» در مهاباد به زبان کردی منتشر می شد که هم اکنون ۱۶ شماره از این دو هفته نامه در آرشیو تاریخ مطبوعات کردی به ثبت رسیده است.
چاپ سه شماره نشریه «گر و گاڵ» ‌ویژه کودکان به سردبیری ملا «قادر مدرسی»، انتشار چهار شماره «هه لاله»در بوکان به سردبیری ملا «حسن قزلجی» ‌از دیگر مطبوعات کردی در آن زمان است. در نشریه هه لاله بسیاری از اشعار ماموستا هه ژار موکریانی چاپ شده است.
چاپ وانتشار سه شماره نشریه «ئاوات»‌در مهاباد، ‌نشریه «هاواری کورد»‌در سال ۱۹۴۵ و ماهنامه «هاواری نیشتمان» با محتوای ادبی- سیاسی – اجتماعی به سرپرستی«صدیق انجیری ‌آذر» از دیگر نشریات آن دوران است . بعد از سال ۱۹۴۵ تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به صورت گسسته و پراکنده نشریاتی که بیشتر جنبه تبلیغات سیاسی احزاب کردی داشتند منتشر شده است که در این زمینه می توان به انتشار روزنامه «کوردستان» که به صورت محرمانه در باکو و اروپا چاپ و در مناطق کردنشین ایران توزیع می شد، اشاره کرد.
چاپ و توزیع یک شماره از روزنامه سیاسی‌ «ریگا» در سال ۱۹۴۸ در مهاباد ،‌چاپ ۱۹ شماره نشریه «خۆرنشین» توسط «عبدالحمید معرفت» و دکتر «وکیلی»در تهران در سال ۱۳۳۲ هجری شمسی، چاپ هفته نامه کوردستان در سال ۱۳۴۸ به سردبیری«عبدالحمید بدیع الزمانی»‌با همکاری «محمد صدیق مفتی زاده»‌در تهران، چاپ دو شماره از ماهنامه «بۆغستان» با محتوای فرهنگی – ادبی و دو زبان کردی – فارسی در سال ۱۹۵۲ میلادی توسط اداره کل انتشارات و تبلیغات ایران از جمله نشریات کردی دوره دوم است.
در بررسی دوره سوم مطبوعات کردی که از سال ۱۳۵۷ زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا کنون را شامل می شود می توان به چاپ وانتشار تعداد زیادی از نشریات پر محتوای کردی اشاره کرد. در این مقطع از تاریخ آزادی بیان برای چاپ نشریات به زبان مادری براساس اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی گسترش یافت. در دوره سوم باید به تحلیل و آسیب شناسی دو نوع مطبوعات کردی از جمله نشریات دانشجویی در دانشگاه های سراسر ایران و نشریاتی که با مجوز هیات نظارت بر مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ایران منتشر می شدند و یا می شوند، پرداخت.
نخستین روزنامه کردی در دوره سوم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۹ بنام «گرشه ی کوردستان» به سردبیری«محمد صالح ابراهیمی»در تهران منتشر شد که از این روزنامه تنها ۹ شماره چاپ و توزیع شده است ، ‌انتشار هفت شماره از نشریه سیاسی- فرهنگی «ده نگی کورد»‌به سردبیری«فرشاد شاد» و ‌انتشار ۱۶ شماره نشریه «بروسکه» به سردبیری «صادق وزیری»‌در تهران، تا زمان آغاز مجله «سروه»‌از جمله مهم ترین روژنالیسم کردی در دوره سوم به شمار می رود.
در سال ۱۳۶۴ مجوز انتشار مجله سروه به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی «اسفندیار رحیم مشایی» و سردبیری ماموستا «هێمن» صادر شد. ماموستا هیمن تا شماره چهارم سردبیری این مجله مهم ادبی – فرهنگی را برعهده داشتند و بعد از فوت ایشان مسئولیت سنگین سردبیری از شماره ششم – پاییز ۱۳۶۵ – تا ۱۳۸۰ زمان انتقال مجله سروه از ارومیه به سنندج به بنده سپرده شد.
انتشار ۵۴ شماره فصلنامه «ئاوێنه» در سال ۱۳۶۸ به سردبیری«محمد کمانگر» در تهران، فصلنامه «زرێبار» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی «عادل محمدپور» در مریوان نشریه «تیشک» با مسئولیت آقای «جهانی»در مریوان، انتشار ۲۰ شماره نشریه «ئامانج» توسط سازمان تبلیغات اسلامی ایران،‌ هفته نامه «آبیدر»به مدیر مسئولی «‌محمد رضا رحیمی» و سردبیری «بهرام ولدبیگی» در دهه ۷۰ که تنها ۱۸۶ شماره از آن چاپ و منتشر شد بخشی دیگر از تاریخ مطبوعات کردی در دوره سوم را تشکیل می دهد.
در سال ۱۳۷۷ هفته نامه سیروان به دو زبان کردی و فارسی به صاحب امتیازی سازمان همیاری های شهرداری و مدیر مسئولی دکتر«جلال جلالی زاده» از هیات نظارت بر مطبوعات داخلی در زمان اصلاح طلبان مجوز انتشار گرفت.
در سال ۱۳۷۹ فصلنامه «فرهنگ کردستان» توسط فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشار یافت که تاکنون ۱۰ شماره از آن چاپ و توزیع شده است.
مجله «مهاباد» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی «احمد بحری»، «آوای کردستان» به مدیر مسئولی” «محمد حسین اصغرنیا» ، «اخبار کردستان» به مدیر مسئولی و صاحب امتیازی «رضاخضری»،‌  “هفته نامه «ئاسۆ» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی «‌حسین احمدی نیاز»،‌ «کوردستان» به صاحب امتیازی انیستیتو کرد تهران و سردبیری «بهرام ولدبیگی» ، «زمانه وان» به صاحب امتیازی انیستیتو کرد، نشریه «ویرا» به مدیر مسئولی «کامران رحیمی»در سال ۱۳۸۱ در ایلام. «ئاشتی»به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی «برهان لهونی»، ‌هفته نامه «هاوار» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی«هاشم هدایتی» ، «رۆژ هه لاَت» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی «عبدالله سهرابی» ، «کرفتو”» به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی«لیلا مدنی»، از جمله نشریات کردی بودند که در دوره سوم چاپ و منتشر می شدند البته از میان نشریات مذکور تنها هفته نامه «سیروان» به صورت هفتگی و ماهنامه «مهاباد» به صورت منظم چاپ و بر روی دکه های مطبوعاتی استان های مناطق کردنشین ایران عرضه می شود و مابقی نیز توقیف یا به دلیل مشکلات مالی منتشر نمی شوند.
نشریات«ئاگری» از دانشگاه زابل،«روانگه» از ‌دانشگاه تبریز، «به یان» دانشگاه همدان،‌»برووسکه» ‌دانشگاه رازی کرمانشاه،‌«رۆژانو» دانشگاه ارومیه، «سۆما» دانشگاه کردستان، «رۆژهه لاَت» دانشگاه بیرجند، «رافه»دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، «چریکه» دانشگاه شهید رجایی تهران، «ژوان» دانشگاه کردستان،«زاگرس»دانشگاه علم و صنعت تهران، «موکریان» دانشگاه مهاباد، «مانگه شه و»دانشگاه علامه طباطبایی تهران،‌ «تریفه» دانشگاه اراک،‌ »زایه ڵه» دانشگاه تبریز ،‌»په یژه» ‌دانشگاه تبریز و «ژیوار» ‌”دانشگاه آزاد اسلامی سنندج از جمله نشریات دانشجویی کردی بودند که توسط دانشجویان کرد در دانشگاه های سراسر ایران چاپ و منتشر می شدند و به راستی محتوای بیشتر این نشریات به لحاظ تحلیلی و مطالب اندیشه ای زینت آرای تاریخ مطبوعات دانشجویی کردی است.

 

آقای قاضی چشم انداز ژورنالیسم کردی را با توجه به این پشتوانه تاریخی و فعالیت روزنامه نگاری چگونه ارزیابی می کنید؟
متاسفانه فعالیت روزنامه نگاری حرفه ای در مناطق کردنشین به دلایل متعدد پیوسته و پایدار نیست و همین گسست و شکاف ساختار ، ژورنالیسم حرفه ای را در مناطق کردنشین با چالش جدی روبه رو کرده است؛ به همین دلیل در کردستان ایران روند روزنامه نگاری حرفه ای به چشم نمی آید. با سابقه ترین مجله کردی در دوره سوم روزنامه نگاری، سروه است که خوشبختانه انتشار منظم این مجله ادبی – فرهنگی نقش موثری در ترویج و آموزش زبان و فرهنگ کردی داشت و در این دوران تعداد زیادی از جوانان با استعداد و با انگیزه کرد با آموختن زبان و ادبیات کردی به جرگه نویسندگان مطرح کرد پیوستند و هم اکنون وجود شمار زیادی از فعالان عرصه شعر، داستان نویسی، رمان نویسی و روزنامه نگاری از دستاوردهای مثبت و مطلوب مجله سروه محسوب می شود. با این شرایط آینده مطبوعات کردی درخشان ترسیم می شود چون شرایط زمان ایجاب می کند.

 

بهتر است در مورد چاپ و انتشار مجله سروه که حدود ۱۵ سال به سردبیری شما منتشر و بر پیشخوان دکه های مطبوعات درمناطق کردنشین قرار گرفت صحبت کنیم. آقای قاضی در زمان انتصاب شما در سمت سردبیری سروه چه کسانی در این مجله کار می کردند؟
زمانی که من بعد از فوت ماموستا هێمن در پاییز سال ۱۳۶۵ در سمت سردبیری به مجله سروه رفتم شماره پنچم سروه در مرحله چاپ و توزیع بود و در واقع من از شماره ششم مدیریت محتوای مجله سروه را بر عهده گرفتم چهار شماره دوران ماموستا هیمن فاقد نظم زمانی انتشار بود و گه گداری به جای ماهنامه بعد از گذشت سه ماه منتشر می شد که بیشتر نقش فصلنامه داشت تاماهنامه در پاییز سال ۱۳۶۵ افرادی تحت عنوان هیات تحریریه مجله سروه به نامهای«کریم قیومی»، «فاروق کیخسروی»، «عزیز کیخسروی»، «سید فهیم سرروتی» ، «حمید خان زرزه»، «حسین محمدی»،‌ »عزیز آلی»،« مصطفی فتاحی قاضی»،«رسول ویسی» و دو نفر تایپیست و صفحه آرا به نامهای «گلاله قاضی» و خانم«پیره بابی» فعالیت می کردند.

 

شما برای نظم بخشی به زمان انتشار سروه چه اقداماتی در بعد سخت افزاری و نرم افزاری انجام داده اید آیا در زمان شما اعضای هیات تحریریه جدید به جمع شورای نویسندگان سروه اضافه شدند؟
زمانی که من در مجله سروه شروع به کار کردم برای ساماندهی زمان انتشار مجله که یکی از نکات اساسی در اصول و متد روزنامه نگاری است با همکاری اعضای هیات تحریریه زحمت کشیدیم.
هر چند که بنده احترام زیادی برای اعضای هیات تحریریه وقت قایل هستم اما باید گفت فعالیت روزنامه نگاری این افراد بیشتر تجربی و حسی بود و به صورت علمی وآکادمیکی از اصول روزنامه نگاری حرفه ای شناخت نداشتند و به همین دلیل در نوشتن و تشخیص مقالات، یادداشت و مصاحبه با مشکل مواجه می شدیم؛ البته من در زمان سپری کردن محکومیت زندان در زمان محمد رضا پهلوی که به مدت چهار سال از ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۶ طول کشید از طریق مکاتبه با «انیستیتو آی سی اس» لندن مقدمات روزنامه نگاری را خوانده بودم و تا حدودی با اصول و روش حرفه ای روزنامه نگاری آشنا بودم با اتکا به این شناخت مقدماتی خیلی زود نسبت به ساماندهی زمان دقیق انتشار مجله سروه اقدام کردم و همین روند نظم پذیری در مجله سروه تا سال ۱۳۸۰ زمان بازنشستگی و انتقال سروه از ارومیه به سنندج ادامه داشت.
در حقیقت در روزهای نخستین تجربه سردبیری، ساختار اداری، توزیع و شورای نویسندگان سروه فاقد هر گونه نگرش، اصول و نظم روزنامه نگاری بود و تعداد زیادی از اعضای هیات تحریریه با دستور زبان و نوشتار زبان کردی آشنا نبودند و برای تغییر وتقویت ساختار فکری و جهان بینی، آنان را وادار به مطالعه و خواندن ادبیات زبان کردی کردم.
بعد از انتشار چند شماره سروه تعدادی از نویسندگان صاحب قلم و متبحر همچون مرحوم «مارف ئاغایی» شاعر نامدار کرد – به جمع کارکنان مجله سروه اضافه شدند. همچنین ارسال مقالات، داستان و شعر از طرف نویسندگان شهرهای تمام مناطق کردنشین ایران بر کیفیت محتوایی سروه می افزود. حدود ۱۰ صفحه از مجموع ۶۴ صفحه سروه به زبان «کورمانجی»یا «بادینی» منتشر می شد که مطالب آن توسط «پرویز جهانی» تهیه و یا نظارت می شد ایشان از ابتدای انتشار در این مجله ادبی- فرهنگی فعالیت داشت.

 

آیا تمام مطالب ارسالی به مجله قبل از چاپ به تایید شما می رسید؟
بله- صددرصد، با تمام وجود اقرار می کنم که حتی یک کلمه در مجله سروه بدون مطالعه و تایید سردبیر چاپ و منتشر نشده است و بر روی اکثر مقالات، داستان و شعرهای ارسالی حتما کار ویراستاری و نگارش به لحاظ «رێنوس» و «ریزمان» کردی انجام شده است.

 

مجله سروه در دو دهه ۶۰ و ۷۰ در چه تیراژی چاپ و در چه گستره ای از مناطق ایران توزیع می شد؟
تیراژ سروه در سالهای نخستین به دلیل استقبال زیاد مخاطبان به بیش از ۱۵ هزار نسخه رسید که این حجم تیراژ در دهه ۶۰ و نیمه اول دهه ۷۰ برای یک نشریه کردی بسیار زیاد بود،‌سروه در آن زمان در تمام مناطق کردنشین ایران،‌عراق و ‌بخشی از ترکیه توزیع می شد و تعدادی نیز از طریق پست پیشتاز برای کردهای مقیم کشورهای آمریکا، آلمان، سوئد، استرالیا و نروژ ارسال می شد.

 

میزان برگشتی مجله سروه؟
صفر- به راستی و درحقیقت اکثر شماره های چاپ شده صددرصد به فروش می رسید و بیشتر مخاطبان علاقه مند و وفادار در تماسی تلفنی خواستار ارسال شماره های قبلی نیز بودند.

 

تعداد نامه های ارسالی به دفتر یا صندوق پستی سروه؟
باور کنید تعداد نامه های ارسالی به حدی زیاد بود که باز کردن و خواندن آنها بخش زیادی از وقت من را می گرفت؛ و این در فصل های مختلف فرق می کرد گاهی یک سبدنامه که شامل ۱۰ هزار نامه بود را در اتاق سردبیر می گذاشتند و من به خاطر عشق و علاقه ای که به سروه و مخاطبان آن داشتم تمام نامه ها را می خواندم و برای احترام نویسندگان ستونی در سروه تحت عنوان «ئێمه و خوێنه ر» اختصاص داده بودیم که در آن تنها به نامه های مخاطبان درچند جمله پاسخ داده می شد.

 

هزینه چاپ وانتشار مجله سروه چگونه تامین می شد؟
مجله سروه وابسته به دولت بود و یکی از امتیازهای بسیار مهم در انتشار منظم بیش از ۲۰ ساله سروه تامین هزینه های چاپ و حقوق کارکنان از طرف دولت بود.

 

آقای قاضی واقعا غیر از شما چه کسی یا کسانی مسئول دروازه بانی مطالب سروه بودند؛ آیا در خود مجله بر محتوای مطالب تایید شده سردبیری نظارت می شد یا در تهران؟
تمام مطالب کردی از جمله شعر، داستان، مقاله،‌یادداشت و نقد توسط یکی از کارکنان سروه به زبان فارسی ترجمه و برای کنترل و نظارت به فردی فارسی زبان می دادیم و مطالب بعد از اظهارنظر و تایید ایشان برای چاپ به تهران ارسال می شد و اعضای هیات تحریریه به ویژه بخش سردبیری با این رویه مخالف بود و این یکی از خاطرات تلخ تاریخی سروه برای من است.

 

دلایل اصلی تعطیلی مجله سروه چه بود ؟
زمانی که من بازنشسته شدم و به مهاباد برگشتم هر چه تلاش کردند نتوانستند فردی کارشناس و آشنا به اصول روزنامه نگاری را در سمت سردبیری سروه منصوب کنند. آذربایجانی های ساکن ارومیه مدعی بودند که نشریه سروه به دلیل انتشار به زبان کردی باید از استان ترک نشین [رضاییه] به استان کردنشین [سنندج] انتقال یابد و در آنجا چاپ و منتشر شود. همانطور که گفته شد در ارومیه اعضای هیات تحریریه منسجمی نبود که بتواند ساختار درهم شکسته مجله سروه را بعد از سال ۱۳۸۰ سامان دهد و به همین دلیل این مجله با سابقه بیش از ۱۵ سال انتشار در ارومیه به سنندج مرکز استان کردستان منتقل شد؛ اما در سنندج به دلیل عدم حمایت مالی دولت و مدیریت ناصحیح، متاسفانه نشریه سروه که واقعاً برای مخاطبان مروارید و تک دردانه بود تعطیل و به تاریخ مطبوعات کردی پیوست.