شیروان یاری: آقای شریفی شما قبل از استخدام رسمی در رادیو کردی تهران، در عنفوان جوانی به دلیل علاقه زیاد به ادبیات کردی و نشر آن در بین جوانان دو بار اقدام به دایر کردن کتاب فروشی تحت عنوان «شورش» در سالهای ۴۶ – ۴۵ کردید؛ اما رژیم دیکتاتور پهلوی دوم با بستن این کتاب فروشی، مانع عرضه کتاب و ادبیات کردی به مردم مهاباد شد؛ اما شما تسلیم حرکت اختناقی رژیم پهلوی نشدید وبلافاصله مغازه کتاب فروشی و نوشت افزار “خانی” را در میدان ملاجامی دایرکردید. علت مخالفت حکومت پهلوی با فعالیت صنفی کتاب فروشی شما چه بود؟ مگر در کتاب فروشی چه کتاب هایی عرضه می شد، که این گونه با نشر و ترویج فرهنگ کتاب خوانی کردی برخورد می‌شد؟
– همانطور که اشاره کردید بنده به دلیل علاقه شدید به نشر و مطالعه کتاب های ادبیات و زبان کردی در ســالهای ۴۵ – ۴۶ دوبار اقدام به گشایش مغازه کتاب فروشی در نبش میدان ملا جامی کردم. در آن زمان شاید نخستین بار بود که دیوان اشعار شعرای کرد دست بنده می رسید که به علاقه مندان عرضه کنم. شادروان “گیوموکریانی”‌که یکی از بنیانگذاران کتاب فروشی فرهنگ و ادبیات کردی در “هه‌ولیر” بود با خانواده ما ارتباط دوستانه و تا حدودی فامیلی داشت. آن موقع نامه ای از طریق قاچاقچیان مرزی برای ایشان در هه ولیر فرستادم، که در محتوای نامه بیشتر به علاقه مندی و اشتیاق بنده به فروش کتاب کردی در مهاباد اشاره شده بود. شادروان موکریانی نیز از طریق همین افراد کتاب های کردی به ویژه اشعار شاعران کرد را با هدف فروش برایم می فرستاد. این مسئله باعث شد که ماموران رژیم پهلوی دو بار کتاب های کتاب فروشی شورش را جمع آوری و مغازه کتاب فروشی را تعطیل کنند. پس از این واکنش های مستمر، به این نتیجه رسیدم که امکان فعالیت کتاب فروشی در مهاباد وجود ندارد؛ ناچار دست از این شغل شیرین و دلربا برداشتم. در آن زمان شغلی متناسب با فکر،‌اندیشه و جهان بینی من در مهاباد وجود نداشت. در سال ۴۶ بعداز بستن مغازه کتاب فروشی ناگزیر به تهران رفتم و شروع به نوشتن مقالات فرهنگی – اجتماعی و خبردرروزنامه های کیهان، اطلاعات ،‌خاک و خون و مجله تهران مصور کردم. در جریان این فعالیت رسانه ای جدای از تامین مخارج روزانه، عشق درونی ام به فرهنگ و ادبیات نیز شکوفاتر می شد.
در همین گیر و دار فعالیت رسانه ای بودیم که با مرحوم «سواره ایلخانی زاده»در تهران آشنا شدم؛ کاک سواره آن زمان در رادیو کردی ایران مشغول فعالیت رسانه ای بود. بعد از مدتی من را با خود به رادیو کردی ایران برد و با چهره های شهیر رادیو کردی مانند مرحوم استاد” جه میل روژ به یانی”، استاد “امین نقشبندی” و “مظهر خالقی” و عده ای دیگر از شخصیت های نام آوازه کرد آشنا کرد. در آن زمان رادیو کردی ایران، فرم استخدام نیروی انسانی آشنا به زبان و ادبیات کردی را با هدف افزایش ساعات پخش برنامه رادیو کردی منتشر کرد؛ آن موقع تنها سه ایستگاه رادیوی کردی در جهان وجود داشت.

 

* این اتفاقات دقیقا مربوط به چه سال هایی است؟
– نیمه دوم دهه ۴۰ هجری شمسی

 

* فرمودید که آن زمان تنها سه ایستگاه رادیو کردی در جهان فعالیت داشت؛ این سه ایستگاه در چه شهرهایی از جهان و با چه هدفی برنامه رادیویی تولید و پخش می کردند؟
– بله همانطور که اشاره شد در جهان سه ایستگاه رادیویی شامل ایستگاه رادیو کردی ایران، رادیو پیک ایران و رادیو کردی بغداد وجود داشت. برنامه های رادیو پیک ایران در خارج از کشور علیه رژیم شاه تولید و بر روی آنتن می رفت؛ در رادیو کردی پیک ایران مرحوم ‌”ذبیحی” ، “حسن قزلجی”، “کریم حسامی” و… فعالیت می کردند.

 

* ایستگاه این رادیو کجا بود؟
– دقیقا نمی دانم؛ اما فکر می کنم ایستگاه این رادیو در یکی از کشورهای اروپای شرقی بود.

 

* چه اطلاعاتی در خصوص رادیو کردی بغداد در آن زمان دارید؟
– ایستگاه رادیو کردی بغداد نیز آن زمان علیه اپوزیسیون کرد عراق و ایران برنامه تولید و پخش می کرد و در همین راستا بود که رادیو کردی ایران در مقابل موج سواری و شانتاژ رسانه ای رادیو کردی بغداد برنامه تولید می کرد و بر روی آنتن می فرستاد.

 

* دقیقا چه سالی در آزمون استخدامی قبول و وارد رادیو کردی ایران شدید؟
– اواخر سال ۴۹ و اوایل سال ۵۰ هجری شمسی

 

* چه کسی مسئولیت رادیو کردی ایران را بر عهده داشت؟
– استاد “مظهر خالقی” مدیر کل پخش برنامه های کردی آسیا و آفریقا بود.

 

* شنیده ها حاکی است که در زمان استخدام شما، اداره کارگزینی رادیوی کردی ایران، به بهانه نداشتن مدرک تحصیلی مانع امضای قرارداد شما شد؛آیا صحت دارد؟
– بله دقیقا درست است. بعد از اعلام قبولی در آزمون، مسئول کارگزینی رادیو کردی ایران با استخدام بنده در رادیو به دلیل نداشتن مدرک تحصیلی دیپلم مخالفت کرد؛ اما در این شرایط استاد مظهر خالقی پادرمیانی کرد و با وساطت خود مانع شد و من هیچ وقت لطف، محبت و مردانگی این مرد شریف را از یاد نمی برم. ایشان به مسئول کارگزینی رادیو کردی تعهد دادند که در مدت دو تا سه سال مدرک تحصیلی دیپلمم را اخذو به ایشان جهت ثبت در پرونده استخدامی تحویل دهم؛ بعد از حل این مشکل به همراه چند نفر به رادیو کردی کرمانشاه منتقل شدم. در آن زمان برنامه های تولیدی رادیو کردی تهران از طریق ایستگاه رادیوکرمانشاه تقویت و در مناطق کردنشین پخش می شد. در رادیو کردی تهران آقایان “روژ به یانی”، “جمال الدین وامین نقشبندی” تکست برنامه ها را می نوشتند، که به همراه تکست برنامه های تولیدی ما بر روی امواج ایستگاه رادیویی کرمانشاه پخش می شد.

 

* در رادیو کرمانشاه بیشتر درچه زمینه ای فعالیت می کردید؟
– در رادیو کرمانشاه تکست برنامه “نامداران کرد” که مربوط به شعرای نامدار کرد بود را تهیه می کردم؛ در این برنامه رادیویی بیشتر شعرای کرد معرفی می شدند؛ هنوز کپی تکست این بخش از برنامه رادیویی در بایگانی کتابخانه شخصی ام موجود است.

 

* برای عملی کردن تعهد استاد مظهر خالقی چکار کردید؟
– بلافاصله بعد از انتقال به استان کرمانشاه در دبیرستان استاد “حامد زنگنه” ثبت نام کردم. بیش از شش ماه از فعالیتم دررادیو کردی کرمانشاه نگذشته بود، که ماموران ساواک مرا در ایستگاه رادیو کرمانشاه دستگیر و بازداشت کردند؛ حدود ۴۵ روز در تک سلولی بودم. در این شرایط روحی و روانی تنها نگران امتحانات پایان سال تحصیلی بودم که قرار بود به زودی شروع شود.

 

* اتهام شما چه بود؟
– هنوز هم نمی دانم، ماموران ساواک کتابخانه شخصی ام را نیز در کرمانشاه تفتیش و با خود بردند؛ اما باز هم در این شرایط بحرانی استاد مظهر خالقی وساطت کرد و به ماموران ساواک گفته بود که تمام کتاب های کردی موجود در کتابخانه شخصی، مربوط به کتابخانه رادیو کردی تهران است که با هدف مطالعه و افزایش اطلاعات من، او به [بنده] امانت داده است. این واکنش و حمایت جوانمردانه خالقی موجب تغییر نگرش ماموران ساواک شد. آقای “کامرانی” مدیر دبیرستان دکتر زنگنه نیز که گاه گداری برای رادیو کردی کرمانشاه برنامه می نوشت برای شرکت من در جلسات امتحانی با مسئولان آموزش و پرورش و ساواک وارد مذاکره شد. پیگیری های آقای کامرانی نتیجه داد و یک روزی سربازی برایم یک نامه ‌آورد که در آن برنامه زمان و مکان امتحانات پایان سال تحصیلی مشخص شده بود. ترس از عدم شرکت در امتحانات رعشه بر بدنم می‌انداخت؛ سرباز مامور که جوانی بود کرمانشاهی! گفت:«از فردا با هم می رویم و سر جلسه امتحانات حاضر می شوید»، این خبر شادی را به چشمان منتظر و بی رمقم برگرداند.
از فردای آن روز،‌ همراه با این سرباز، به مدرسه دکتر زنگنه می رفتم و سرجلسه امتحان حاضر می شدم؛ بالاخره بعد از ۴۵ روز ساواک مرا آزاد کرد. بعد از آزادی، یکسره به ایستگاه رادیو کرمانشاه رفتم و دلهره اخراج از کار در صورتم موج می زد؛ اما به محض ورود، کارکنان رادیو همه با گشاده رویی و تبسم مرا در آغوش گرفتند و به من امید دادند؛ به ویژه کارکنان بخش حراست رادیو. من در این شرایط به مزاح گفتم” می توانم در رادیو کار کنم؟” و آنها یکصدا گفتند: اینجا خانه خودت است. بعداز دو روز استراحت به فعالیت رسانه ای در رادیو کردی کرمانشاه ادامه دادم.

 

* در آن زمان رادیو کردی کرمانشاه، روزانه چند ساعت برنامه زنده داشت و بیشتر محتوای برنامه های تولیدی این رادیو چه بود و امواج آن چه میزان از مناطق کردنشین را تحت پوشش قرار می داد؟
– برنامه های رادیو کردی کرمانشاه در آن زمان شامل دو قسمت بود؛ بخشی از برنامه ها به تکست های تولیدی رادیو کردی تهران و بخشی نیز به تکست های تولیدی کارکنان رادیو کردی کرمانشاه اختصاص داشت؛ بیشتر برنامه‌های تولیدی نیز از قبل ضبط و تدوین می شد. یعنی امکان پخش برنامه زنده به شکل امروزی وجود نداشت.

 

* چه کسانی در رادیو کردی کرمانشاه فعالیت می‌کردند؟
– کاک «محمد کمانگر» که در آن زمان مدیر داخلی رادیو کردی کرمانشاه بود. این روند و فرایند تولید و پخش برنامه در رادیو کردی کرمانشاه ادامه داشت، تا اینکه چند نفر از نویسندگان مطرح همچون استاد “هه ژار موکریانی”‌و “خالد حسامی” مشهور به ماموستا” هیدی” به جمع کارکنان رادیو کردی تهران اضافه شدند. ماموستا هه ژار در رادیو کردی تهران تکست دو برنامه رادیویی را به نام های “نامداران کرد” و “هه ستیاران کورد” می نوشت و با صدای او پخش می شد و ماموستا “خالد حسامی” نیز تکست برنامه پند و اندرز و حکم را می نوشت. شاعر بزرگ کرد سواره ایلخانی زاده نیز برنامه “تاپو و بوومه لیل” را تهیه و تولید می کرد که هنوز در ذهن شنوندگان به یادگار ثبت و حک شده است. بعد از این پروسه،‌انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسیدکه این پیروزی تاریخی و سقوط رژیم پهلوی باعث شکوفا شدن و بهتر شدن درونمایه برنامه های تولیدی رادیو کردی تهران و کرمانشاه شد؛ یعنی به نوعی فضا برای ارایه کارهای بهتر در مرکز رادیو کردی تهران فراهم شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز چهره های جدید به جمع کارکنان رادیو کردی تهران و کرمانشاه افزوده شد که در میان آنها می توان به حضور خانم “میدیا زندی” همسر خواننده معروف کرد مرحوم “حسن زیرک” اشاره کرد. مرحوم میدیا زندی مهابادی اصل و دختر “عزیز زندی” از چهره های بنام مهاباد بود. خانم زندی در آن زمان مسئول بازخوانی نامه های مردمی بود. در آن زمان به دلیل پخش برنامه رادیو کردی بر روی امواج برون مرزی از آفریقا ، ارمنستان، ترکمنستان واکثر کشورهای که کردها در آن اقامت داشتند؛ نامه ارسال می شد.

 

* بیشتر نامه های شنوندگان برون مرزی به آدرس رادیو کردی تهران ارسال می شد یا کرمانشاه؟
– اکثر نامه ها برای رادیو کردی کرمانشاه ارسال می شد.

 

* چرا؟
– چون این ایستگاه رادیویی در استان کردنشین کرمانشاه واقع بود.

 

* آرشیوی از نامه های ارسالی مردم به رادیو کردی تهران یا کرمانشاه را در اختیار دارید؟
– بله در حال حاضر یک گونی نامه که بیش از شش هزار نامه مردمی است در کتابخانه ام آرشیو و بایگانی شده است.

 

* بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شما به رادیو کردی مهاباد منتقل شدید؛ اما بعد از دو سال یعنی اواخر سال ۵۹ دوباره به کرمانشاه برگشتید چرا؟ بفرمایید که ایستگاه رادیو کردی مهاباد درچه سالی تاسیس شد؟
– اولا ایستگاه رادیو کردی مهاباد سال ۱۳۵۲ تاسیس شد، من در اواخر سال ۱۳۵۷ خواستار انتقال از رادیو کردی کرمانشاه به مهاباد شدم، که با موافقت روسای هر دو ایستگاه رادیویی، همان سال به مهاباد برگشتم؛ اما در سال ۱۳۵۹ صدام ملعون فرمان جنگ علیه ایران را صادر کرد. آن موقع گروهی چند نفره از همکاران ما که به مناطق مختلف منتقل شده بودند، تصمیم گرفتیم که دوباره به ایستگاه رادیویی کرمانشاه برگردیم و من تا سال ۱۳۷۰ در رادیو و تلویزیون کرمانشاه ماندگار شدم و از سال ۷۰ تا ۷۲ نیز به درخواست خودم به رادیو کردی سنندج رفتم.

 

* آقای شریفی با توجه به اینکه حضرت عالی یک از پیشگامان رادیو کردی تهران – کرمانشاه و حتی مهاباد و سنندج بوده اید؛ ژانر برنامه های تولیدی رادیو در دهه ۵۰ و ۶۰ علی رغم کمبود امکانات سخت افزاری بیشتر به دل می نشست و نیاز همه قشرهای جامعه را پوشش می داد؛ امروز چرا علی‌رغم افزایش نیروی انسانی و وجود امکانات وتجهیزات پیشرفته سخت افزاری و نرم افزاری برنامه های تولیدی ایستگاه های رادیو کردی چنگی به دل نمی زند؟
– دقیقا همین طور است این مسئله یا پدیده را باید در شرایط زمانی و مکانی بررسی و آسیب شناسی کرد. در گذشته رادیو کردی تهران هدف بود، نه وسیله. به همین دلیل همه اقشار و طبقات جامعه، شنونده وفادار و پایدار،رسانه داغ رادیو بودند؛ درثانی تکست برنامه های تولیدی آن زمان توسط نخبگان وچهره های مشهور ادبی – هنری تهیه وتولید می شد؛ اما امروز برنامه های رادیو به ویژه رادیو کردی همچون گذشته مخاطب و شنونده مشتاق ندارد و در حقیقت رادیو کم کم در اقیانوس دیگر رسانه ها غرق می شود؛ البته نباید کتمان کرد که امروز محتوای برنامه های تولیدی همچون گذشته قوی و جذاب نیست. آن زمان در رادیو کردی تهران دکتر”‌عبدالله مردوخ” تکست برنامه ای را می نوشتند که خود کارکنان رادیو شنونده دایمی این بخش از برنامه بودند؛ یا همه همکاران رادیو کردی تهران و کرمانشاه با اشتیاق جریان برنامه تاپو و بوومه‌لیل سواره ایلخانی زاده را پیگیری می کردند و یا برنامه هه ستیاران کورد و نامداران کرد ماموستا هه ژار شاهکاری بود که هر شنونده ای را پای رادیو می نشاند. در گذشته بیشتر مخاطبان و شنوندگان اقشار روستایی بودند که امروز متاسفانه دیش های ماهواره ای بر بام اکثر خانه های روستایی خودنمایی می کند؛ تار وپود این پدیده که در تعریف مسئولان به تهاجم فرهنگی تعبیر می شود اقشار و طبقات جامعه را در برگرفته است که به ر استی باید برای آسیب شناسی آن چاره اندیشی علمی کرد در غیر این صورت خاطره فرستنده های رادیویی به ویژه رادیو کردی به تاریخ می پیوندد.

 

* در آن زمان چه کسی گوینده اخبار رادیو کردی تهران بود؟
– ‌در آن زمان مثل امروز واحدهای تولید و اخبار از هم تفکیک نشده بود و همه کارکنان در بخش تولید و بخش اخبار رادیویی فعالیت داشتند. تا جایی که حافظه یاری می‌دهد در آن زمان اخبار رادیو کردی تهران توسط محمد کمانگر تهیه و گویندگی می شد.

 

* آیا اخبار به صورت زنده از فرستنده رادیویی پخش می شد؟
– بله تهیه و پخش اخبار صددرصد زنده بود. پخش اخبار کردی کورمانجی توسط “عزیز علوی” یا “خسرو خان شیخ کانلو” تهیه و گویندگی می شد و اخبار لهجه سورانی نیز توسط “محمد کمانگر”‌تهیه می شد.

 

* ساعت پخش اخبار رادیو؟
– دقیق نمی دانم اما هر شب حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه اخبار کردی به دو لهجه سورانی و کورمانجی تولید و بر روی امواج فرستنده رادیویی به صورت زنده پخش می شد.

 

* چگونه می توان ابعاد شخصیت روزنامه نگاری احمد شریفی را کاوید؟
همچنان که قبلا عرض شد سرآغاز فعالیت رسانه ای به دوران مهاجرت من از مهاباد به تهران بر می گردد که بیشتر به خاطر علاقه به فرهنگ و ادبیات کردی و تامین مخارج زندگی وارد این عرصه مقدس شدم؛ در آن زمان شعرای نامدار کرد در قالب مقالات فرهنگی و ادبی در کیهان، اطلاعات و تهران مصور معرفی می شدند.

 

* ظاهرا شما،آشنایی نزدیکی با احمد شاملو داشته اید؛ لطفا در خصوص این آشنایی و نحوه همکاری با مجله خوشه بیشتر توضیح دهید؟
– من قبل از آشنایی چهره به چهره با شاملو، شعری از نامداران کردرا به فارسی ترجمه کردم و برای چاپ به دفتر این مجله پست کردم. شاملو بعد از دیدن شعر در پایین صفحه عین این جمله را پاراف کرده بودند؛ “آقای احمد شریفی نامه ات رسید اما اصل شعر ترجمه شده پیوست نشده است لطفا آن را پیوست بفرمایید”. بعد از رویت آن مرقومه، بلافاصله متن اصلی شعر را فرستادم که در مجله خوشه به چاپ رسید.

 

* این شعر کردی که ترجمه فارسی آن چاپ شد از کدام یک از شعرای نامدار کرد بود؟
– دقیقا یادم نیست.

 

*مجله خوشه از مجله های معتبر و ماندگار در تاریخ ادبیات و شعر ایران در دهه ۴۰ به شمار می رود، اما بررسی ها نشان می دهد که همه نویسندگان ایرانی از اقوام مختلف در آن مجله قلم فرسایی می کردند چه دال و مدلولی جایگاه شعر وادبیات کردی را به جهان ذهن ادبی شاملو پیوند می داد؟
– شاملو شاعری بود انسان گرا و بدون هیچ گونه ساختار ذهنی – قومیتی، مجله خوشه را اداره می کرد و به راستی محبت او به شعرا و نویسندگان کرد در محافل ادبی فارس زبان ها هنوز هم مطرح و ورد زبانهاست. در آن زمان کاک سواره ایلخانی زاده به اسم مستعار “پ ئه هورا” شعر عقاب “پوشکین” را به دو زبان کردی و فارسی در خوشه چاپ کرد.

 

* چه مدت با مجله خوشه همکاری داشتید؟
– تا زمان استخدام در رادیو کردی تهران، بعد از قبولی در آزمون، خدمت آقای شاملو رفتم و از زحمات و حمایت های مادی ایشان در دوران مجله خوشه تشکر کردم وی نیز برایم آرزوی موفقیت و سرافرازی کرد.
بعد از استخدام در رادیو با شاعره ماندگار در تاریخ شعر ایران “فروغ فرخزاد” و خواهرش “پوران” آشنا شدم اما متاسفانه این آشنایی به دلیل درگذشت فروغ چندان طول نکشید.

 

* کار روزنامه نگاری حرفه ایی شما، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران کلید خورد؛ چرا؟
– دقیقا این طور است،‌در اوایل سال ۵۷ مجله ای به زبان کردی تحت عنوان “ئامانج” در قم منتشر می شد که بیشتر مطالب تحلیلی، ‌فرهنگی و پژوهشی بنده در آن چاپ می شد . بعد از دهه ۶۰ روزنامه ها و مجلات کردی مجوز انتشار گرفتند که در این زمینه می توان به انتشار مجله سروه به سردبیری ماموستا “هیمن” اشاره کرد. بعد از سال ۷۲ که به رادیو کردی مهاباد برگشتم، در سمت مسئول واحد تحقیقات و پژوهش مرکز صدا و سیمای مهاباد منصوب شدم، که این نقطه عطفی در تاریخ زندگی من به شمارمی رود. از سال ۷۲ تا زمان بازنشستگی بیش از ۲۵ کتاب علمی – پژوهشی در زمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی تالیف نمودم،که هم اکنون در آرشیو واحد تحقیقات و پژوهش صدا و سیما وجود دارد. در این زمینه می توان به کتاب هایی همچون حضرت “مولا علی” در ادبیات کردی ایران،‌ترکیه، سوریه و عراق، قیام “سید رضا علوی” علیه کمال آتاتورک، آیین و مناسبت ها در منطقه مهاباد، ترجمه دو جلد کتاب مرحوم دکتر “عبدالکریم ایوبی” استاد زبان های ایرانی در دانشگاه لنینگراد به نام های “آداب و رسوم کردان” که این آثار ترجمه شده و در مجله فرهنگ مردم صدا و سیما چاپ شده است که مربوط به بررسی آداب و رسوم کردها به لحاظ مردم شناسی است. تهیه طرح پژوهشی – علمی “زاب یا آب”، که در آن موقعیت استراتژیک رودخانه های استان آذربایجان غربی از مرز کردستان عراق و ترکیه تا “چل چشمه” مریوان و نقش آن در حیات اقتصادی و اجتماعی مردم بررسی شده است و تهیه کتاب “فرزانه ای از دیار موکریان” که مربوط به استاد هه ژار است.

 

* درخصوص چاپ نخستین کتاب خود تحت عنوان ایل یا عشایر بارزانی که منجر به زندان شما شد؛ نیز توضیح دهید؟
– در آن زمان ماموران ساواک درخصوص محتوا و اطلاعات گردآوری شده کتاب “ایل بارزانی” از من بازجویی کردند واصرار داشتند که منابع و ماخذهای این کتاب صریح و روشن نیست، برای نوشتن کتاب ایل بارزانی از کتاب “از مهاباد خونین یا کرانه های ارس” نوشته “نجف علی پسیان” استفاده شده بود و در حاشیه این منبع نیز از مطالب منتشر شده در روزنامه های اطلاعات و کیهان که در مورد مبارزات ملا مصطفی بارزانی نوشته شده بود در تدوین وتلخیص کتاب ایل بارزانی استفاده کردم که در نهایت کتاب ایل بارزانی توسط انتشارات عطایی تهران چاپ و منتشر شد. ماموران ساواک بعد از توضیح منابع کتاب مرا بعد از دو شب زندانی، آزاد کردند.

 

* شنیده ها حاکی است که مجموعه اشعاری منتشر نشده از ماموستا هیمن در کتابخانه شخصی شما موجود است صحت دارد؟
– بله، اما شامل مجموعه اشعار نیست! بلکه یک قطعه شعر منتشر نشده از ماموستا هیمن است که تاکنون از آن محافظت شده است.

 

* اسم این قطعه شعر چیست؟
– شعری است به نام‌”ژوانی ئاغا”

 

* از ماموستا هیمن چه خاطراتی دارید، که تاکنون منتشر نشده است؟
– ماموستا هیمن قبل از آمدن به مهاباد، در روستای “شیلا ناوی” در نزدیکی مهاباد زندگی می کردند. بعد از مدتی به مهاباد آمد و در همسایگی ما ساکن شد. اما خاطره ای که از این شاعر نام آوازه کرد دارم این است که ایشان زمانی که در زندان ارومیه حبس بودند به حدی در تنگنای مالی قرار داشت که حتی دو تک تومانی برای خرید سیگار زر در جیب نداشت.
یکی از دوستان که از کارمندان استانداری آذربایجان غربی بود؛ در زندان، ماموستا هیمن را ملاقات کرده بود و برای او سیگار تهیه کرده بود. این دوست از ما خواست که مقداری پول برای او تهیه کنیم و به همراه او به ملاقات ماموستا همین در زندان برویم؛ بعد از تلاش فراوان پولی گیرمان نیامد. شب با این دوست تماس گرفتم و شرایط را برای او توضیح دادم اما او گفت نگران نباش امروز با استاندار ارومیه راجع به اتهامات غیر سیاسی ماموستا هیمن مفصل صحبت کرده ام و قرار است وی را به اتاقی در هتل رضا ارومیه انتقال دهند و در این هتل تحت مراقبت باشد. ماموستا هیمن با کمک این دوست به آنجا انتقال یافت و تمام وسایل و امکانات مورد نیاز برای او تهیه شد و بعدا بحث صدور مجوز انتشار مجله سروه مطرح شد. در آن زمان در صدا و سیمای کرمانشاه مشغول به کار بودم؛ دو ماه قبل از انتشار شماره نخست سروه ماموستا هیمن به همراه تعدادی از دوستان خود به صدا و سیمای کرمانشاه آمدند و مسئله انتشار مجله سروه را با من و تعدادی از کارکنان رادیو مطرح کردند. او صرفا برای مشورت خواهی ادبای کرمانشاه آمده بود و در آن زمان با چند تن از ادبای کرمانشاهی همچون مرحوم “سید طاهر هاشمی” نویسنده و گوینده برنامه “هه وارگه ی دلان” راجع به محتوا و اسم مجله سروه دیدار و گفتگو کرد؛ در واقع در همین سفر و نشست با ادبای کرمانشاهی بود که نام سروه انتخاب شد. متاسفانه بعد از انتشار چهار شماره از مجله سروه در حالی که تمام مطالب شماره پنجم سروه نیز آماده تایپ و صفحه آرایی بود ماموستا هیمن دیده از جهان فروبست و بعد از وفات ماموستا هیمن قرار بود که ماموستا هه ژار سردبیری سروه را بر عهده بگیرند ولی ماموستا هه ژار به دلیل کهولت سن و اقامت در کرج این رسالت سنگین را از شماره ششم بردوش کاک “احمد قاضی” گذاشت.

 

* سرانجام شماره پنجم سروه با تایید و نظارت چه کسانی به چاپ رسید؟
– تمام محتوا و مطالب شماره پنجم سروه در رادیو کردی کرمانشاه توسط “سید طاهر هاشمی” و دیگر همکاران بررسی وغلط گیری و برای چاپ آماده شد.

 

*شما یکی از بنیانگذاران اصلی مجله مهاباد بودید و حتی بعد از صدور مجوز انتشار ، چند سالی در سمت هیات تحریریه در این مجله قلم زدید. لطفا خوانندگان را در جریان نحوه شکل گیری مجله مهاباد و علت جدایی از اعضای هیات تحریریه این مجله ادبی قرار دهید؟
– عرض کنم مسئله انتشار مجله مهاباد بر می گردد به نیمه دوم دهه ۷۰ زمانی که ما آمد و شدی به انجمن ادبی مهاباد داشتیم. بعد از مدتی من ،‌”احمد بحری” ، “منصور حامدی”،‌” صلاح عربی – آشتی- “،” ناصر باباخانی”‌در چند نشست دوستانه به این نتیجه رسیدیم که برای چاپ آثار ادبی ادبای کرد تقاضای یک مجله ادبی بنام مهاباد بکنیم و این تصمیم نیز به مدیر مسئولی کاک احمد بحری اجرایی شد. کاک احمد بحری ازنظر توانایی مالی می توانست حداکثر چند شماره از مجله مهاباد را منتشر کند؛ بعد از صدور مجوز همین گروه از دوستان تحت عنوان شورای نویسندگان کاک احمد بحری را کمک کردند.

 

* همه فعالان رسانه ای در مناطق کردنشین ایران اذعان می کنند که کتابخانه شخصی کاک احمد شریفی منبعی کامل برای تاریخ روزنامه نگاری کردی است با این اوصاف تاریخ روزنامه نگاری کردی به چه سال هایی بر می گردد و توسط چه کسی یا کسانی نخستین روزنامه کردی منتشر شده است؟
– تاریخ روزنامه نگاری به نام خاندان “مدحت بدرخان” در قاهره ثبت شده است باید اعتراف کرد که روزنامه نگاری کردی توسط حکام و پادشاهان کرد بنا نهاده شده است. تاریخ روزنامه نگاری سوریه هم به روزنامه کردی اوستا که به زبان کورمانجی منتشر می شد گره خورده است، نخستین روزنامه کردی روزنامه کوردستان است که در شهر قاهره چاپ و منتشر می شد.

 

* روزنامه” اوستا ” که در سوریه منتشر می‌شد مربوط به چه تاریخی از روزنامه نگاری کردی کورمانجی در سوریه است؟
– مربوط به سال دو هزارمیلادی، که محتوای آن در زمینه فرهنگی،‌ هنری و ادبی است؛ ولی هم اکنون از توقیف یا انتشار این روزنامه خبری در دست نیست.

 

* نخستین روزنامه کردی ترکیه؟
– روزنامه “ئازادی ولات”که سالهاست منتشر می شود. در زمان قیام های شیخ “سعید پیران” و “سید رضا علوی” روزنامه های دیگری به جرگه مطبوعات کردی ترکیه افزوده شد. اما نخستین روزنامه کردی ترکیه همان ئازادی ولات است. که هنوز هم منتشر می شود.

 

* نخستین روزنامه کردی ایران؟
– روزنامه “کوردستان موسته شاری” ومجله “نیشتمان” در زمان پهلوی

 

* نخستین روزنامه کردی عراق؟
– روزنامه “درک راستی” در بغداد

 

* بر همگان به ویژه فعالان ادبی کرد آشکار است که کتابخانه شخصی کاک احمد شریفی به لحاظ تعدادجلد کتاب و نسخ اصلی فرهنگ نامه های لغات ، شاهنامه کردی و دیگر مضامین تاریخی، جغرافیایی ، اجتماعی، ادبیات فارسی و کردی و رسانه ای جزو غنی ترین و بزرگترین کتابخانه در مناطق کردنشین ایران،‌ عراق، ترکیه و سوریه است. بفرمایید چند هزار جلد و عنوان کتاب در کتابخانه شخصی شما موجود است و چه برنامه ای برای انتقال این میراث و سرمایه ملی به آیندگان دارید؟
– قبل از جواب به این سئوال باید به خاطره ای که از “آیت الله مردوخ کردستانی” دارم اشاره کنم. در چندین دیدار دوستانه از کتابخانه شخصی ایشان بازدید کردم و این مرا به فکر تاسیس یک کتابخانه شخصی انداخت. در آن زمان با خود می گفتم اگر آیت الله مردوخ کتاب های کتابخانه شخصی اش را بفروشد، چقدر پول خواهد داشت و روزی این دغدغه ذهنی را با ایشان مطرح کردم؛ واقعا به مزاح از او پرسیدم ماموستا به راستی با این همه کتاب می خواهید چکار کنید؟ گفت: این کتابخانه مال من نیست؛ بلکه مال فرزندان من در آینده است. در همان لحظه سه جلد کتاب شامل فرهنگ دستنویس، خواص گیاهان دارویی و تاریخ خود را به من هدیده داد. هم اکنون بیش از پنج هزار جلد کتاب و مجلد روزنامه ها ،‌نشریات و مجلات کردی در کتابخانه ام وجود دارد.
کتاب های این کتابخانه ماخذ و منبع خوبی برای نوشتن طرح های پژوهشی و پایان نامه تحصیلات تکمیلی دانشجویان در رشته های انسانی به ویژه جامعه شناسی، تاریخ، زبان وادبیات فارسی و کردی و جامعه شناسی ارتباطات یا روزنامه نگاری است. واقعا زندگی من به این کتابخانه گره خورده است چون بیشترین لحظات شیرین وتلخ از حیات پژوهشی و رسانه ای من در این کتابخانه گذشته است. بی قراری من بر روی جلد اکثر کتاب ها حک شده است. این کتابخانه میراث و سرمایه ملی جوانان کرد مهابادی و مناطق کردنشین ایران و جهان است ودر حقیقت برنامه ای برای سرانجام این کتابخانه در ذهن ندارم. زندگی تراژیک من در لای صفحات این کتابها ورق می خورد و در هیچ زمانی اجازه نداده ام که گرد و خاک ، روی جلد هیچ یک از این کتاب ها را بپوشاند. در این کتابخانه آرشیو مجلات و نشریات کردی وجود دارد که حتی صاحبان امتیاز و مدیران مسئول بعضی از نشریات به مجله های آرشیوی این کتابخانه رجوع می کنند. این کتابخانه از گزند روزگار در امان نبوده است و هر بار بعد از جمع آوری دوباره سر از نو کتاب خریداری و جایگزین شده است. هر چند بعضی از کتابها نسخ اصلی افست یا دستنویس خطی است که در صورت آسیب طبیعی و غیر طبیعی خرید و جایگزینی آن امکان پذیر نیست. در بایگانی این کتابخانه فرهنگ های لغت و شاهنامه های خطی وجود دارد که در آینده اهمیت آن بر همگان آشکار می شود. اوایل امسال نیز به دلیل بارندگی و نشت آب در دیوارهای کتابخانه، اتاق کتابخانه بر روی کتابها آوار شد و فقط جگرم سوخت. امیدوارم آیندگان بتوانند از این میراث گرانبهای ملی را شایسته و وارسته حمایت و حراست کنند.