Khosro Ghazizadeh 1 کردستان و گذار به سرمایه انسانیخسرو قاضی‌زاده: با توجه به تغییرات لحظه ای در محیط‌های اجتماعی و تشدید عرصه رقابت در جهان امروزی و قرارگرفتن در موج چهارم دوره علم و فن آوری سازمانها بیش از گذشته به دنبال جذب و از آن مهمتر حفظ و توسعه افراد برای انجام فرایندهای جاری و آتی خویش هستند. بعد ازگذار از دوران های مختلف که بر نیروی بازو (ید) ، منابع ، مواد اولیه وتکنولوژی های جدید در عصر صنعتی شدن ، دانش و اطلاعات در هزاره سوم تاکید داشتند، امروز به دورانی منطبق بر سرمایه های انسانی رسیده ایم به عبارتی سرمایه انسانی عامل اصلی رشد و ترقی و قرار گرفتن بر مدار توسعه است .بر این اساس سازمانها به دنبال سرمایه جدیدی تحت این عنوان هستند.به جرات می‌توان گفت که سرمایه انسانی عاملی است که بیش از هر عامل دیگری بر روی رشد و بقای سازمان و ایجاد نهادهای اجتماعی و ترسیم اخلاق و هنجارهای واقعی اثر بخش، تاثیرگذار است. امروزه اهمیت سرمایه انسانی در تمامی حوزه ها گسترش یافته است به نحوی که تئوری رشد مدرن به تراکم سرمایه انسانی توجه می‌کند و حتی سرمایه انسانی به عنوان یک عامل تاثیرگذار در رشد و توسعه اقتصادی جوامع قلمداد می‌شود این رشد منطبق بر مفاهیم مربوط به درونزایی توسعه است. مطالعات و بررسی های زیادی در مورد درون زایی توسعه صورت گرفته و تاثیر آموزش منابع انسانی در جهت نیل به سرمایه انسانی بر روی رشد جامعه در این مفهوم مطمح نظر بوده است. برخی از پژوهشگران سرمایه انسانی معتقدند که سرمایه گذاری بر روی افراد موجب بهره‌وری اقتصادی سازمانها و جوامع خواهد شد. براساس مطالعات و تحقیقات صورت گرفته بر روی عوامل اصلی فرایند توسعه اکثر محققان معتقد به جایگاه ویژه و بارز سرمایه انسانی هستند و با این وصف این استدلال را دارند که یک جمعیت تحصیل کرده جمعیتی مولد می‌باشد.با این وجود نقش کلیدی نیروی انسانی و سرمایه انسانی در رشد و توسعه جوامع پیشرو در جهانی مدرن بر هیچ کس پوشیده نیست. چرا کردستان در مسیر توسعه قرار نگرفته و هنوز نتوانسته ایم موانع و معضلات پیش روی را برداریم؟ با توجه به اهمیت منابع انسانی توانمند در شکل گیری توسعه هنوز قشر تحصیلکرده استان نتوانسته است به سرمایه انسانی تبدیل شود یعنی خروجی تحصیلات آکادمیک جز انباشت محتوا نبوده و این دانش در جهت رفع نیازهای امروز و آینده بکارگرفته نشده است. طبیعی است که اگر بین نیازهای جامعه با تربیت منابع انسانی رابطه منطقی وجود نداشته باشد ، مثلا منابع انسانی بیش از نیاز جامعه تولید شود ارزش و کارکرد اقتصادی آنها در جامعه کاهش می یابد و این خود یکی از آفات نظام آموزش و پرورش و تحصیلات عالی در جوامع توسعه نیافته است.تولید محتوا و انتقال دانش باید در جهت رفع مشکلات و معضلات و درمان دردهای امروز و نیاز های آینده باشد. و این مهم نیازمند آینده پژوهی است .آینده پژوهی یکی از مباحثی است که با توجه به عقب ماندگی استان اصلا به آن پرداخته نمی شود.چون ما در رفع نیاز های اولیه که همان اشتغال و معیشت است مانده ایم.چه تفاوتی بین منابع انسانی و سرمایه انسانی وجود دارد؟نیروی کار ساده به کسی اطلاق می شود که برای انجام کار خود نیازی به صرف هزینه آموزش ندارد یا با آموزش بسیار اندک می تواند از فعالیت خود درآمد کسب کند . در عصر حاضر تمام کشورها بخشی از بودجه عمومی خود را صرف تعلیم و تربیت نیروهای انسانی می کنند. در اینحالت به نیروهای آموزش دیده اصطلاحا منابع انسانی اطلاق می شود. منابع انسانی اگر به خوبی سازماندهی و هدایت شوند به گونه ای که به صورت یک تیم هدفمند و مشترک در منافع درآیند ، به سرمایه های انسانی تبدیل می شوند و هر کدام برای پویایی و رشد دیگری تلاش می کنند تا در جمع ، به اندازه ارزشهای خود منتفع شوند .چرا منابع انسانی در استان کردستان تبدیل به سرمایه اجتماعی نشده اند؟ عدم منافع مشترک یا همسو، عدم سازماندهی و هدایت منابع انسانی باعث شده است از این غایت دور شویم.البته سطح سواد و مشکلات آموزشی مزید بر علت شده است دانش در جهت کسب مهارت های زندگی و احراز شئون یک شهروند بهره ور نبوده و نیست. با توجه به اینکه نرخ با سوادی استان کردستان در بین استان های کشوردارای جایگاه سی ام می باشد این مساله را در ذهن متبادر می کند که گوشه ای از عدم توسعه حاصل میزان بی سوادی است که با استاندارد کشوری و استان های توسعه یافته اختلاف بسیاری دارد ! و اگر توسعه را محصول آگاهی عمومی باز تعریف کنیم درمی یابیم که نرخ با سوادی در ایجاد شرایط عقب ماندگی استان بسیار تاثیر گذار بوده است و عملا مانع اصلی در مسیر توسعه همین جایگاه سطح سواد استان می باشد. توسعه یک رویکرد نخبگانی نیست بلکه توسعه از کانال و مجرای تفکر آحاد جامعه می گذرد! اما نخبگان به واسطه ایجاد تفکر اسکاپیسم که در یادداشت قبلی اشاره شد عملا نقش کم رنگی در برون رفت از اکنون کردستان دارند. مسئولین و نخبگان وظیفه دارند پیوند بین تبدیل منابع انسانی به سرمایه انسانی را مدیریت و حلقه اتصال این گسل (شکاف)بین منابع انسانی و سرمایه انسانی باشند. اما با توجه به کناره گیری نخبگان از فعالیت های سیاسی،اجتماعی و فرهنگی و…عملا تغییری احساس نشده است. با این تعاریف و تفاسیر نباید ساکن و منتظر اتفاقات باشیم آینده را باید ساخت،کردستان را سرمایه انسانی می سازد و هر لحظه تاخیر در حرکت یعنی یک عمر عقب ماندگی! و جبران آن بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است. کردستان تشنه عقلانیت برای همگرایی در ایجاد وحدت برای نیل به منافع، در سایه درد مشترک و درک مشترک است.ویرانه های امروز محصول نشستن های دیروز است پس باید برخاست.