Nasser Khaledian2 زباله‌های مجازی و توهم آگاهیناصر خالدیان: اگر چیزی به نام «کپی و پیست» تصاویر و مطالب در وب و شبکه‌های اجتماعی وجود نداشت، مطمئناً اینترنت و شبکه‌های اجتماعی رسانه‌ی نخبگان می‌شد و تولید محتوا در آن ارزشمندتر بود. اما این درد، خودش کم بود که پدیده‌ای به نام Share (اشتراک‌گذاری یا همرسانی) به آن اضافه شد و درد بدتر این بود که فضای مجازی با گسترش شبکه و تکنولوژی‌های دسترسی موبایلی، هر چه بیشتر به سمت عوام‌گرایی و نازل و سخیف کردن هر چیز از سیاست گرفته تا فرهنگ و هنر و ادبیات و حتی ارتباطات اجتماعی پیش رفت.
در دنیای وب و فضای مجازی نیز همچون فضای حقیقی، هر روز و هر ثانیه میزان زیادی زباله و اسپم تولید می‌شود که برخلاف فضای حقیقی، بازیافت آنها هم به هیچ دردی نمی‌خورد. میلیاردها بایت اطلاعات بیهوده و بی‌فایده هر ثانیه در شریان‌های وب به جریان می‌افتد که نتیجه و حاصلش نه آگاهی که دقیقاً ناآگاهی و گمراهی است. اطلاعات غلط، اخبار دروغین، «هاوکس»های خبری، تحریک منفی احساسات عمومی، ایجاد هیجان و جوگیری کاذب، جعل، شایعه، تخریب و ترور شخصیت از دستاوردهای منفی چنین رشدی هستند. این ابزار از فیس‌بوک و توییتر گرفته تا تلگرام و دیگر پلتفرم‌های موبایلی ناگهان به دست کسانی افتاده که هر عکس و خبری را باور می‌کنند و ذوق‌زده و هیجان‌زده یا خشم‌آلوده و جگرسوخته آن را همرسان کرده و برای همدیگر می‌فرستند. اقشاری که پیش از این هم هیچ وقت اهل مطالعه نبوده‌اند و اغلب خود از نوشتن دو خط هم عاجزند، با گشودن صفحه تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی خود را در مواجهه با انبوهی از اطلاعات و داده‌ها می‌بینند که از آن سر درنمی‌آورند، احساس می‌کنند باید به نوعی خود را با جماعت همرنگ سازند و شروع می‌کنند به کپی پیست و اشتراک‌گذاری دیوانه‌وار از هر چیز ممکن که دست‌شان بیایید. و اطلاعات غلط به همین سادگی و توسط همین‌ها در شبکه منتشر می‌شود.
شبکه‌های اجتماعی، ابزار و فرصت بزرگی برای رشد آگاهی و روشن‌گری و مهندسی افکار عمومی در جهت تعالی و پیشرفت است. اما هجوم این عوام‌گرایی گاه به حدی است که صدای روشن‌گری و دانش و اطلاع‌رسانی صحیح در هیاهوی این قشری‌نگری محو می‌شود چون اغلب از شبکه‌های اجتماعی استفاده‌ی «فان» و تفریح و انتشار اخبار و عکس‌های جعلی می‌شود.
برای رفع این آسیب باید ابتدا کاربران و مردم را آگاه و روشن ساخت که به عنوان نمونه: شما مجبور نیستید حتماً به خاطر دیدگاه سیاسی، مذهبی و نژادی‌تان چیزی را به اشتراک بگذارید که از وقوعش مطمئن نیستید.
شما مجبور نیستید برای این که اثبات کنید شما هم خون آریایی، خون مسلمانی، خون کُردی یا هر خون دیگری در رگانتان است، جوگیر شعارها و دروغ‌ها شده و خود چرخدنده‌ی این دور باطل تعصب و جهل شوید. بحران‌های سیاسی و اجتماعی و حوادث، بزنگاهی است که نوع برخورد با آن، میزان عقلانیت یک ملت را تعیین می‌کند.
شما مجبور نیستید مدام تنها کلمات قصار بزرگان را منتشر کنید. باور کنید شبکه‌های اجتماعی از این نصایح و اندرزها غرقه‌سازی شده است و باور کنید بشریت اگر به یک هزارم این جملات عمل می‌کرد حتماً دنیای ما تا کنون بهشت بود.
شما مجبور نیستید حرفی را که مطمئن نیستید از صادق هدایت، دکتر شریعتی، کوروش کبیر و حسین پناهی گرفته تا باب اسفنجی و آقوی همساده است حتماً و لزوماً به عنوان یک وظیفه‌ی ملی مجازی به اشتراک بگذارید.
شما مجبور نیستید شعر بندتنبانی یکی از شعرای معاصر را به نام فروغ و اخوان ثالث و فلان و فلان به ملت قالب کنید بدون این که خود قبلاً در مورد آن شناخت و مطالعه داشته باشید.
شما مجبور نیستید در گروه تلگرامی که عنوانش مثلاً «بررسی مکانیک سیالات بر یاتاقان» یا «موانع توسعه پشم بز مرغوز در کردستان» است شعر و جوک و قطعه ادبی بگذارید.
و یا عکس آن شما مجبور نیستید در کانال یا صفحات شعر و ادبیات، تبلیغات و اخبار سیاسی نامرتبط بگذارید.
شما مجبور نیستید عکس کشتار داعش در سوریه و یا برمه و دارفور را به نام قتل‌عام کردها در باکور منتشر کرده و اصل خبر را هم تحریف کنید.
شما مجبور نیستید اگر با دوست پسر یا دخترتان قهر یا آشتی کرده‌اید صفحات گروه‌های غیرمرتبط و جدی را با سانتی‌مانتالیسم و اشعار عاشقانه و عکس گل و قلب تیرخورده و جرخورده پر کنید.
هیچ کس شما را مجبور نکرده؛ جز این که خودتان فکر می‌کنید که اگر چیزی نگویید، اگر چیزی کپی پیست نکنید، اگر چیزی را بازنشر نکنید و به اشتراک نگذارید، فکر می‌کنید زبانم لال، لال از فضای سایبر می‌روید.
هیچ کس با ترک این رفتارها به شما نخواهد گفت که بی سوادید. اشتراک‌گذاری مطالب و اخباری که از وقوعش مطمئن نیستید، دلالت بر آگاهی و میزان سواد یا مشارکت شما ندارد. گاهی سواد در نگفتن چیزهایی است که نمی‌دانیم. گاهی سواد در اعتراف به «ندانم» است. گاهی سواد و فرهنگ در هوشیاری و منتشر نکردن شایعات، اخبار دروغ و عکس‌ها و مطالب دروغین و جعلی است. گاهی سواد در فک را بستن و فکر را گشادن است. توهمی که شبکه‌های اجتماعی مجازی با این نوع رویکرد برای ما به وجود آورده‌اند اغلب توهم آگاهی است و تا زمانی که شبکه پاک و عاری از دروغ نباشد، «حقیقت» در خارج از آن و در دنیای واقعی است.