هیوا نیوز: در شرایطی که اصول‌گرایان کردستان از نظر اقبال عمومی در اقلیت و تنگنا هستند، تاخیر در اعلام فهرست اسامی کاندیداهای مورد حمایت این جناح، موید چند نکته است. از سویی تاکتیک سکوت اصول‌گرایان برای معرفی افراد مورد تایید و پناه بردن به تخریب جناح مقابل و حامیان دولت به جای ارائه برنامه و از سوی دیگر فشار افکار عمومی برای دادن برنامه‌ای روشن و معرفی کاندیدای مورد تایید، وضعیت آچمزی را پیش آورده که برون‌رفت از آن با توجه به نزدیک شدن قریب‌الوقوع انتخابات بعید به نظر می‌رسد.
از جنبه‌ی دیگر از سویی با توجه به عدم اقبال اصول‌گرایان تندرو در کشور و به ویژه در کردستان که نمود عینی آن را در رای ۷۱ درصدی مردم به دولت تدبیر و امید و پیش از آن در دولت اصلاحات می‌توان دید، باز هم این طیف از اصول‌گرایان با مشکل دیگری مواجهند. از یک طرف کاندیداها به خوبی روحیات و خواسته‌های مردم کردستان را می‌شناسند و می‌دانند که برچسب «اصول‌گرایی» زیاد به مذاق مردم کردستان خوش نمی‌آید؛ مخصوصاً با خطاهای فاحش دولت اصول‌گرای گذشته در سطح بین‌المللی و ملی که مشکلات امروزه را به وجود آورد. از طرف دیگر بر فرض همین کاندیدا موفق به تکیه دادن بر کرسی مجلس شد، علاوه بر شائبه‌ی حمایت جناح قدرت و ثروت از او، باز هم مورد اعتماد و مقبولیت اکثریت نخواهد بود و در طول دوره‌ی نمایندگی از همراهی مردم محروم خواهد ماند.
شاید به همین دلیل است که حتی یک نفر از داوطلبین شناخته شده ولو معتدل تاکنون تمایل نداشته به صورت شفاف و علنی به مردم اعلام نماید یک اصول‌گرا و یا حتی با برنامه‌های اصول‌گرایان همراه است و حتی در صورت سمپاتی به اصول‌گرایان هم به طور محافظه‌کارانه در پوشش و لوای کلماتی مانند «مستقل» خود را پنهان می‌کند و نه اعلام اصول‌گرایی بدون هیچ شرمساری.
این شکست در یارگیری باید برای اصول‌گرایان تندرو، گران تمام شده باشد. اینجاست که سوای اصول‌گرایان معتدل و منطقی و معتقد به تقریب که تعریف آنان از اصول‌گرایی نه ضدیت با دولت بلکه همراهی در عین حفظ منش و احترام به اصول خویش است، برخی تندروها می‌خواهند با ایجاد تفرقه میان مردم کردستان و دولتی که با بالاترین درصد رای در سطح ایران، انتخاب کرده‌اند شکست‌های خود را توجیه و با هجوم رسانه‌های حمایتی خود تلاش می‌کنند قضیه را فرافکنی کرده و با پیوند دادن به این قضیه که «کار ، کار انگلیساست» و انگلیسی و نفوذی خواندن «هر که از ما نیست» و تخریب دولت و اقدامات آن  و بزرگ‌نمایی کوچکترین اشکالات تا بزرگ‌ترین آنها که اغلب ریشه در دولت گذشته‌ی خودشان دارد و گاه سوءاستفاده و مایه گذاشتن از سخنان رهبری؛ به جای اعتراف به اشتباهات خود فضا را متشنج نمایند.
جان کلام و پیشنهاد به نیروهای سیاسی و فعالان فکری کردستان این است که به جای تخریب و خط‌کشی، اگر نه منافع حزبی بلکه بحث بر سر صداقت و خدمت به مردم برای عبور از بحران‌های سیاسی و اقتصادی است، به گفته‌ی دکتر روحانی، به منافع ملی اندیشیده و از این فضای ناعادلانه‌ که به نفع عده‌ای اقلیت تمامیت‌خواه و فشار روی اکثریت مردم است دست بردارند و با همدلی، منطق و اعتدال، کشوری سالم برای پیشرفت و نفس کشیدن این مردم بسازند. تاریخ و مردم خود بهترین داورند که چه کسی خائن و چه کسی خادم خواهد بود.