هیوانیوز: احمدی‌نژاد با پشتوانه جناح تمامیت‌خواهِ پیش و پس پرده و میلیاردها دلار پول‌های مفقوده آخرین سال دوره سلطه‌ی وی و باندش بر ایران، با وعده یارانه ۲۵۰ هزار تومانی و با هدف قرار دادن حداقل ده میلیون نفر برای انتخابات ۹۶ آمده است. وعده‌ی یک هویج بزرگ‌تر که قند در دل برخی آب می‌کند و البته سواری آن هم سخت‌تر و کمرشکن‌تر خواهد بود.
این که با تحقق یارانه ۲۵۰ هزار تومانی، قیمت یک قرص نان و مابقی نرخ‌ها چقدر خواهد شد را همه می‌دانند و این که احمدی‌نژاد در طول هشت سال فساد سیاسی و اقتصادی چه کرد را نیز همه آگاهند. آنچه که اکثریت کمتر به آن توجه می‌کنند، نازل کردن شأن و کرامت انسانی، ویرانی تمام شئون اخلاقی و فرهنگی و گسترش هر چه بیشتر فرهنگ گداپروری و سفله‌پروری به جای کار و تلاش و تولید است و حتی با وجود نیامدن و رای نیاوردن هم آسیبی که احمدی‌نژاد و حامیان او با این گونه پروپاگاندای توهین‌آمیز برای سقوط تمام موازین اخلاقی و انسانی به مردم ایران می‌زنند از این نیز خطرناک‌تر است.
اما چرا پول؟ چرا محمود احمدی‌نژاد دست روی نقطه ضعف بسیاری انسان‌ها گذاشته که خود یکی از مهم‌ترین علل به وجود آمدن فقر آنان بوده است؟ این اهانت مداوم به کرامت و شخصیت انسان‌ها که علما و استادان اخلاق هم در برابر آن سکوت کرده‌اند تا کجا می‌تواند ادامه یابد؟ هر چند برای روداری و دریدگی احمدی‌نژاد هیچ سقف و مرزی نمی‌توان قائل شد. او به راحتی نیات خود را برای رسیدن دوباره به قدرتی که چشته‌خور آن شده است در قالب لفاظی به نام اسلام، به نام امام، به نام رهبری، به نام شهدا، به نام ملت ایران و به بسیاری نام‌های مقدس و مورد حرمت پنهان می‌کند تا باند او به هر طریق شده به قدرت برسد و انتقام امثال مشائی و دیگر همفکرانش را از جناح چپ و راست، از اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و در نهایت از مردم ایران بگیرد.
در همین کردستان که مردم آن یکصدا بالاترین رای را در ایران به دولت روحانی دادند، هنوز افکار حامی احمدی‌نژاد هم وجود دارند که به مردم ضمن القای ناامیدی از دولت و تخریب آن چنین القا می‌کنند که احمدی‌نژاد «رحمتی نژاد» بود: «ببینید هنوز این اوست که هر ماه به شما یارانه می‌دهد». هر چند مردم کردستان هوشمندترین مردم ایران از لحاظ سیاسی هستند و خود به خوبی اینها را می‌دانند اما شکم گرسنه برخی را به بیراهه‌ای می‌کشاند که احمدی‌نژادها می‌خواهند. یک حساب دو دو تا چهارتا و ضرب یارانه‌ی ۲۵۰ هزارتومانی در تعداد بچه‌های یک خانوار کافی است تا عده‌ای را بی توجه به آینده کشور به وسوسه بیاندازد.
به همین دلیل دولت روحانی برای پاتک و مقابله با این استراتژی یا در حقیقت وعده‌ی هویج بزرگ، باید تنها پاشنه آشیل خود را با تقویت اقتصاد، مبارزه با مفاسد اقتصادی و ویژه‌خواری، بهبود وضعیت معیشت مردم، افزایش قدرت خرید مردم، مهار تورم و گرانی، افزایش امید به زندگی، ایجاد اشتغال و رفع بیکاری مردمی که جمعیت آنان از انتخابات ۱۳۸۴ تاکنون بیشتر شده، تقویت کند و با راهکارهای فرهنگی، کرامت و منزلت پامال شده ایرانی در بحران‌های اقتصادی سال‌های اخیر را نیز التیام بخشیده تا انسان‌ها شأن و منزلت انسانی خود را در برابر وعده‌هایی اینچنین دست‌کم نگیرند و خود را گدا و متکدی درگاه هر تشنه‌ی قدرتی ندانند. در این راه آنچه اهمیت دارد آگاهی بیشتر و حفظ هوشیاری مردم تا نیل به مقصود است.