انتخابات دور دوم حوزه سنندج، کامیاران، دیواندره و نیز مریوان و سروآباد همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد با فضاسازی خاص در کردستان به پایان رسید و دو کاندیدا یکی مستقل و دیگری با حمایت غیرعلنی اصول‌گرایان روانه مجلس شدند. آمارها گویاست: از مجموع ۶۰۸ هزار نفر واجدان رای، درصد بسیار اندکی به آنان رای دادند که در مقایسه با دوره اول نیز ریزش شدید آرای کاندیدای مورد حمایت اصولگرایان مشهود است.

KKKKKK پیروزی علیه مردم؟

شعارهای اکثر کاندیداها بر پایه گفتمان اصلاح‌طلبی شکل گرفته بود. در حوزه مریوان و سروآباد برخلاف تبلیغات منفی و دروغین نیروهای ضددولت، کاندیدای پیروز بیانیه حمایتی از دولتمردان و دولت تدبیر و امید صادر نمود، چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب نظیر عبدالله سهرابی و اقبال محمدی و نیز بسیاری از نام آشناهای اصلاح‌طلبی مریوان و سروآباد از وی حمایت کردند و حتی برخلاف تبلیغات غیرواقعی پس از انتخابات در سنندج نیز تمامی برنامه‌ها و گفتمان غالب کاندیدای پیروز هم بر مبنای حمایت از برنامه‌های کلان اقتصادی و سیاسی دولت تدبیر و امید و اشارات وی به همراهی با دولت بود.

 

نیازی به تکرار دوباره نیست که به دلیل رد گسترده صلاحیت‌ها در کردستان و رد صلاحیت ۹۹ درصدی آنان در سراسر کشور، اصلاح‌طلبان و نیروهای مردمی و حامیان دولت هیچ گزینه‌ای جز بسنده کردن به حداقل‌ها نداشتند و در نهایت دور اول با همین حداقل‌ها و تحت فشارها هم توانستند دو کاندیدای مورد حمایت را روانه مجلس کنند.
این شرایط رد صلاحیت نیروهای مورد نظر مردم و وضعیت «سنگ را بسته» و این توهم پیروزی که بیشتر مبتنی بر لجاجت و نفرت از رقیب است تا رقابت واقعی و عقلانیت و برنامه‌ریزی برای آینده مردم، از داوری اذهان هوشیار و گذر زمان دور نخواهد ماند.

 

این قدرت اثرگذاری اصلاح‌طلبان به مذاق تمامیت‌خواهان کردستان خوش نیامد، برای دور دوم یا به زعم آنان راند دوم آنچه توانستند از رسانه‌ها و امکانات مادی و مالی و انسانی بسیج کردند. آنچه توانستند جامعه را ملتهب و به تخریب و ترور شخصیت افراد و اطرافیان کاندیداهای لیست امید و پرونده‌سازی و تحریف سخنان افراد و انگ زدن‌های مرسوم و تکراری‌شان پرداختند و حتی عده‌ای از فعالان رسانه‌ای و اجتماعی ضعیف‌النفس را هم خریدند. کم‌کاری عمدی رسانه‌ی ملی برای پایین آوردن آمار مشارکت نیز نشان از برنامه‌ریزی دقیق و از ستاد بحران‌سازی خارج از کردستان برای بالا بردن اشخاص مورد نظرشان و استفاده از فضای عدم مشارکت داشت که در این مواقع معمولاً کاندیدایی با حداقل آرا به دلیل زدگی اکثریت مردم از جریان انتخابات در موج تخریب‌ها و بی‌اخلاقی‌ها، خود را بالا می‌کشد و در سکویی بی‌رقیب خود را نفر اول و پیروز میدان می‌خواند. این توهم پیروزی یا در حقیقت پیروزی علیه اکثریت مردم با درصد پایین آرا که بیشتر محصول سوءاستفاده از شرایط و بستن دست حریفان قدر است، طنز جالبی است که در حافظه تاریخ و مردم خواهد ماند.

 

نکته بسیار مهم‌تر پیروزی قاطع لیست امید در سراسر ایران است که دور دوم نیز توانست در خانه‌تکانی مجلس موسوم به برجام دو، فراکسیون اکثریت را از آن خود کند. آنچه اهمیت دارد نمایندگان به «مجلس شورای اسلامی ایران» راه می‌یابند نه مجلس کردستان! کما این که اگر نمایندگان لیست امید در کردستان نیز رای می‌آوردند در همین چهارچوب منافع ملی و تعامل با اکثریت باید کار می‌کردند و تاثیری در نفس انتخابات و دموکراسی نداشت.
به همین لحاظ آنچه دلواپسان منطقه‌ای پیروزی خود می‌خوانند در واقع در هر دو طرف برایشان یک شکست خواهد بود. اگر راه‌یافتگان به مجلس نتوانند خودشان را با اکثریت مجلس و برنامه‌های دولت و مطالبات مردم هماهنگ کنند و اگر به اقلیت اصول‌گرای مجلس خودشان را نزدیک کنند منفور مردم حوزه خود خواهند شد و اگر به اصلاح‌طلبان نزدیک شوند مطرود و مغضوب حامیان تمامیت‌خواه و دلواپس خود در کردستان! شاید به همین لحاظ است که کاندیداها با عنوان «مستقل» ترجیح داده‌اند با همین لفظ خطاب شوند تا کج دار و مریز دوره نمایندگی‌شان را به خوبی و خوشی سپری کنند که در آن صورت نمایندگانی ضعیف و منفعل و ناکارآمد خواهند بود. مگر این که یکی از دو راه را انتخاب کنند: یا با اکثریت مردم کردستان و خواسته‌های آنان و توسعه منطقه و عاقبت به خیری همراه باشند یا امید بستن به قدرتی میرنوروزی و موقت.

 

مضحک‌ترین بخش ماجرا، ذوق‌زدگی و گرد و خاک چند خبرگزاری و سایت وابسته به ستاد مخفی و سایه‌وار مبارزه با دولت منتخب مردم است که این رای آوردن چند درصدی را «شکست بزرگ دولت روحانی» و «نابودی و قلع و قمع کامل فتنه اصلاحات» و «به گل نشستن کشتی لیست امید» خوانده‌اند که گویی مردم از همه جا و این جریانات و مسائل بی‌خبرند و مانند گذشته‌های باب میل آنان که دوست داشتند مردم در بی‌خبری بمانند، رسانه و ارتباطات ندارند و خوشحال از این که زحماتشان همپای تحریم‌های ضدنظام به ثمر نشسته، کاری کردند که اکثریت در خانه بمانند.
مردم هم بسیار بیشتر از آنان آگاهند که حتی اگر سردسته آنها یعنی محمود احمدی‌نژاد هم بود همین تعداد رای حداقل را حتی در کردستان می‌آورد و این تعداد آرا در شرایط نابرابر و نداشتن گزینه‌ها برای رقابت طبیعی است.
مردم خوب می‌دانند که میراث شوم و بار بدهی صدها میلیارد دلار ناشی از حیف و میل‌ها و اختلاس‌ها و چپاول‌های این جریان فکری به دوش دولت جدید است که در دوره گذشته از درآمد سرشار نفت پول می‌ریختند و حتی آدم می‌خریدند. اما اینک دولت را با دست خالی و بدون بودجه گذاشته‌اند و گناه گذشته‌ها را هم گردن آن می‌اندازند و از این دست‌ خالی بودن دولت برای رسیدگی به مطالبات مردم کردستان که مانع آن هم نظیر مخالفت با برجام، خود همین جریان است، به نام کم‌کاری بهره‌برداری و سوءاستفاده می‌کنند. اگر مشارکت مردم پایین بود دلیل آن موافقت با تندروها و تمامیت‌خواهانی نیست که کردستان را لقمه چرب‌شان می‌بینند و آن را به حساب پیروزی خودشان می‌گذارند.

 

برنده‌ی واقعی این انتخابات نابرابر را اکثریت مردم کردستان می‌دانیم. هیچ یک از کاندیداها چه اصلاح‌طلبان و چه اصول‌گرایان و مخصوصاً فرصت‌طلبان تمامیت‌خواه و تندرو که جزو هیچ‌کدام از آنها نیستند، به اندازه خود مردم کردستان خواسته‌هایشان را نمی‌شناسند و این مردم هستند که بهتر می‌دانند حق با کیست و باطل با کیست؛ حتی اگر خاموش بوده و نگذارند صدایشان به گوش برسد. به امید روشنی و فردایی بهتر برای کردستان و اکثریت آگاه آن.