چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵

درباره ما

Close
آخرین خبر با عنوان ، منابع طبیعی کردستان را دریابیم در 17 ساعت قبل منتشر شده است .
»   یادداشت روز  »   خط‌کش به‌دستان اصلاحات
170 views
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ , ساعت ۴:۰۷
خط‌کش به‌دستان اصلاحات

یادداشت روز هیوانیوز

خط‌کش به‌دستان اصلاحات

هیوانیوز: گاهی می‌‌رویم میان گروه‌های مجازی مختلف از اصول‌گرایان تا اصلاح‌طلبان. گاهی می‌بینیم دو واژه در هر دو گروه بسیار تکرار می‌شود: اصلاح‌طلبان دولتی و اصلاح‌طلبانی واقعی (یعنی من، یعنی ما!).
در برخی گروه‌ها با چنان حرارتی علیه مدیران اصلاح‌طلب حرف می‌زنند و اقدامات آنان را محکوم می‌کنند که انگار تمام مشکلات کردستان از همین چند نفر است. بعد اگر بتوانی حرف دل اکثر اینها را بشنوی این است که: من به خاطر این‌اصلاح‌طلبم که به من پست و مقامی بدهند و به خاطر این علیه مدیران می‌گویم چون به خود من پستی نداده‌اند!
اشتباه نکنید، چنین افرادی هیچ گاه تحول‌خواه نیستند و هیچ گاه دنبال مرهمی بر دردهای مردم نبوده‌اند. آنها فقط فرصت‌طلبانی هستند که در لباس اصلاح‌طلبان دنبال آنند که خودی نشان بدهند و از این غنایم سهمی بردارند. اصلاح‌طلب واقعی می‌تواند یک معلم روستا باشد، یک کارگر، یک روحانی، یک نظامی، یک دستفروش، یک بازاری، یک پزشک، یک روزنامه‌نگار و هر کسی در شغل و جایگاه خود خواستار رفع قوانین ناعادلانه و جایگزینی آن با قوانین بهتر برای فردای بهتر باشد.
واژه‌ی اصلاح‌طلب دولتی را دشمنان اصلاحات باب کردند تا مبادا تحولی در ساختار قدرت‌شان به وجود آید و کسی سکان مدیریت‌ها و ریاست‌ها را از دست آنان بقاپد. چون همیشه خودشان خواستند حاکم و در راس امور باشند و اگر اصلاحات در حد همان دستبند سبز و بنفش بستن بود و چند همایش و شعار؛ چه بسا اینها موافق اصلاحات هم بودند اما وقتی کار به مشارکت مردم در قدرت و تحول در مدیریت‌ها می‌رسد، اصلاحات دشمنی خونی است و تقسیم‌بندی و تفرقه و خط‌کشی به دو دسته دولتی و واقعی.
می‌پرسیم: اصلاح‌طلب دولتی چیست؟ همه می‌گویند اصلاح‌طلبی که به دنبال پست و مقام خودش است و مدیر شده تا به قدرت برسد.
می‌پرسیم: اصلاح‌طلب دولتی بودن و یک مدیر یا رییس یا وزیر اصلاح‌طلب بودن چه عیبی دارد؟ مگر نه این که این همه نظارت هست و باید ساختار قدرت از بالا هم متحول شود؟ هیچ کس جوابی برای آن ندارد. تنها جواب‌شان این است که نباید اصلاح‌طلبان شغل دولتی داشته باشند و نهایتاً تنها یک بیکار معمولی باشند! جالب هم اینجاست به وجود برخی مدیران بازمانده از دولت احمدی‌نژاد هم اعتراض نمی‌کنند بلکه دقیقاً حملاتشان متوجه همین چند مدیر شهره به اصلاح‌طلبی است که بزنند آنها را هم نابود کنند و خلاص.
می‌پرسیم بسیار خب اگر ما در بدنه دولت و ساختار قدرت، اصلاح‌طلب نداشته باشیم که قوانین و مسائل را اصلاح کرده و تغییر دهند، صدای ما از این طریق که به نظام نمی‌رسد، باید همه کف خیابان بیایم و مطالباتمان را آنجا دنبال کنیم. آماده گلوله خوردن و باتوم خوردن هستید!؟ همه فرار می‌کنند!
جالب اینجاست که همین‌ها هشت سال چپاول و تقسیم ناعادلانه پست‌ها را دیدند، دو استاندار غیربومی و ده‌ها مدیرکل و فرماندار غیربومی هم آوردند و هیچ‌کدام صدایشان هم درنیامد و حالا برخی‌هایشان هم که حتی در دولت اصول‌گرا و افراطی گذشته خدشه‌ای به منافع‌شان وارد نشد و چه بسا از آن هم منتفع بودند، مانند شیران بیشه به نام اصلاح‌طلبی یا دفاع از نیروهای بومی آمده‌اند که نگذارند حق مردم توسط «اصلاح‌طلبان دولتی» پایمال شود.
می‌پرسیم: پس چه کسی جای آنها باشد؟ ‌تندروها؟ افراطیون؟
می‌گویند: نه
می‌پرسیم: پس چه کسی؟
جوابی ندارند. یا نهایتاً می‌گویند نیروهای بومی اصلاح‌طلب که باز هم می‌شود همان اصلاح‌طلبان دولتی! اما از حرف دل‌شان معلوم است: من!
و این «منیت»ها و خودخواهی‌ها چه‌ها که بر سر جامعه‌ی ما نیاورده است.
کاش این فرهنگ زشت خودخواهی و این منیت‌های حماقت‌بار و زیان‌بار و این فرهنگ تخریب و توطئه و زیرپاکشی از میان ما رخت برمی‌بست. کاش همه به آن سطح از فرهنگ می‌رسیدند که پشتیبان یکدیگر باشند و نه همدیگر را تخریب و ترور شخصیت کنند تا خودشان جای آنها بنشینند. کاش هر کسی یاد می‌گرفت که در جایگاه و شغل خود با تمام توان برای اصلاح جامعه‌ی پیرامون خود بکوشد. مردم عادی، مردم آگاه و اکثریت ما که همواره پشتیبان و حامی اصلاحات بوده‌اند هیچ‌گاه به اندازه اینها مدعی سهم‌خواهی نبوده‌اند و بار سال‌ها رنج و فشار سیاسی و اقتصادی هم بر دوش آنان بوده است.
در این میان یک کارگر ساده‌ی محترم هیچ تفاوتی با یک مدیر ندارد هر دو جایگاه‌شان عزیز و محترم است و هر دو می‌توانند در خدمت جامعه باشند اگر وجدان کاری و عزت نفس و دلسوزی برای مردم در نهاد آنان باشد.
مسوولیت مدیران در میان سنگین‌تر است اما خودتان را جای آنان بگذارید : اگر هر چقدر هم صداقت داشته باشید و با وجود دستگاه‌های متعدد نظارتی و نظارت خود مردم و با وجود این همه فشار و بار بدهی ادارات به جا مانده از میراث سیاه دولت گذشته؛ هر روز شما را به دید غاصب و عنصری زاید ببینند و علیه شما نه تنها افراطیون تمامیت‌خواه که احساس می‌کنند غنایم مهمی از دست داده‌اند، حتی همین مدعیان امروز اصلاحات ضدتبلیغ کنند، رغبت می‌کنید کاری برای مردم انجام دهید؟ این مدیران، ضعیف و بی‌تجربه نیستند اگر دلگرمی و پشتیبانی مردم را در این شرایط سخت داشته باشند.
تشویق مدیران اصلاح‌طلب و بهبودخواه و اعتماد و حمایت و پشتیبانی و دلگرم کردن آنان ضمن کار خواستن از آنان و نقد مثبت‌ می‌تواند راهی برای گشایش بسیاری مسائل و مشکلات جامعه ما باشد اما همنوایی با دشمنان اصلاحات و دشمنان مردم و تفکیک و جداسازی اصلاح‌طلبان به دسته‌جات مختلف، چیزی جز نفاق و لاف اصلاح‌طلبی و چیزی جز ادامه مشکلات نخواهد بود. چشم‌ها را باز کنیم و جور دیگر ببینیم. بیایید این عطش این که هر کسی می‌خواهد مدیر و رییس شود را کنار بگذاریم و به این باور برسیم که هر کسی در هر جایگاه اجتماعی و شغل خود و توان و سواد خود برای بهبود وضعیت همگی بکوشد و جان کلام اصلاحات جز این نیست.

مطالب مشابه:

راه و رسم اصلاح‌طلبی
سیدهاشم هدایتی

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • پذیرش آگهی در هیوانیوز

  • تلگرام هیوا نیوز