Nasser Khaledian2 ۲۰۱۶، آغاز قيامتاینک آخرالزمان
گردبادهای سهمناک و طوفان‌های مهیب، زمین را درمی‌نوردند. پوزئیدون به خشم آمده است. تورنادوها، تایفون‌ها و هاریکان‌‌ها با نام‌هایی همچون تسونامی، دنیس، گونو، امیلی و کاترینا، شهرها و بندرها را در هم می‌کوبند و صدها هزار نفر کشته و مجروح و آواره می‌شوند. یخچال‌های عظیم طبیعی هیمالیا و پاتاگونیای کوه‌های آند و یخ‌های قطبی مرتب ذوب می‌شوند. آب دریاها و اقیانوس‌ها در حال بالا آمدن است و گونه‌های حیوانی و گیاهی در معرض انقراض قرار دارند. سالانه هزاران هکتار از جنگل‌ها می‌سوزند و نابود می‌‌شوند. دریاچه‌ها می‌خشکند و از روی نقشه برای همیشه ناپدید می‌شوند. هزاران نفر در سال بر اثر گرمازدگی و موج گرما در نقاط مختلف زمین جان می‌سپارند. سیل می‌آید، سیل‌هایی ویرانگر که یکباره هزاران شهر و روستا را با هر چه در آن است با خود می‌برد و آوارگی صدها هزار نفر. خشکسالی، داس مرگبارش را بر سر سرزمین‌های بسیاری گسترده است. بیابان همچون سرطانی بدخیم، در حال زایش است و سرزمین‌های قربانی را به کام خود فرو می‌برد. شهرها و روستاهای بسیاری در خاورمیانه و آفریقا بر اثر زایش بیابان خالی از سکنه شده و برای همیشه در حال محو شدن از نقشه‌ها هستند. تغییرات آب و هوایی و اکوسیستمی عجیبی این سال‌ها به وقوع پیوسته است که هر انسانی را به فکر و نگرانی وا می‌دارد.
آیا اینها همه نشانه نیست؟ سیاره‌ی آبی نازنین ما در برابر بزرگ‌ترین چالش خود در تاریخ آفرینش بعد از عصر یخبندان قرار گرفته است: گرمایش جهانی. چیزی که ما شهرنشینان نشسته در برابر کولرهای گازی ریموت‌کنترل‌دار با یک نوشیدنی پر از یخ در دست یا هنگام اسکی در پیست، احساس نمی‌کنیم: اوه! زمین گرم می‌شود؟ شوخی می‌کنید.
شوخی نیست. «یک حقیقت ناخوشایند» با تصاویری همه‌فهم و مستند، موجی از این حقیقت تلخ و این نشانه‌های فاجعه را به چشمان ما نثار می‌کند و می‌گوید بشریت روی یک بمب ساعتی نشسته است. بمبی ساعتی که طبق محاسبات تنها ۱۰ سال فرصت برای مهار آن باقی مانده و یک سال گذشته است (تاریخ مطلب: ۱۳۸۶). ما نمی‌دانیم که از سال ۲۰۱۶ به بعد چه اتفاقی می‌افتد شاید در حالتی خوش‌بینانه تغییرات اکوسیستمی دیگری پیش بیاید و تا ده‌ها سال دیگر هم آب از آب تکان نخورد. اما نشانه‌ها به ما می‌گویند قیامت به گونه‌ای دیگر و با مرگ تدریجی زمین آغاز می‌شود. این ۲۰۱۶ هم اینجا تنها به عنوان استعاره و بر اساس محاسبات فیلم آورده شده است. آیا آخرالزمان یا آرماگدونی هم که با استعارات دینی وعده داده شده همین گونه خواهد بود؟ بعید نیست.

 

[KGVID]http://hiwanews.ir/wp-content/uploads/2016/07/An-Inconvenient-Truth.mp4[/KGVID]

 

یک تبلیغ شرافتمندانه
خانم‌ها، آقایان! این اَل گور است که با شما سخن می‌گوید. برنده جایزه دفاع از زمین و معاون سابق بیل کلینتون و نامزد حزب دموکرات انتخابات ۲۰۰۰ ریاست جمهوری آمریکا و از رقبای جرج بوش. وی برنامه‌های آموزشی و هشداردهنده‌ی خود در این زمینه را با نمایش فیلم و اسلاید در سفر به نقاط مختلف آمریکا و کشورهای دیگر دنبال می‌کند. در حالی که رقیب او مست از پیروزی بر اریکه نشسته و دنیا را به جنگ و نظم نوین آمریکایی طلبیده است. از آغاز زمامداری بوش تاکنون و به خصوص واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر هزاران شهروند آمریکایی، اروپایی و ساکنان خاورمیانه به نام مبارزه با تروریسم کشته شده‌اند و جنگ‌های متعدد و آزمایش سلاح‌های مخوف در این جنگ‌ها ادامه دارد. البته خود بوش علاوه بر مخالفت برای پیوستن به پیمان کیوتو، به دلیل ایجاد جنگ‌های متعدد در خاورمیانه یکی از علل گرمایش زمین است!
بر فیلم انتقادهای زیادی به دلیل حضور ال‌گور وارد شده است و از آن با عنوان «یک دروغ خوشایند ال گور» یاد کرده‌اند که به نظر می‌رسد بیشتر هجوم تبلیغاتی طرفداران جناح حاکم جهت تخریب او در انتخابات آتی باشد تا نقد فیلم. در کاریکاتور هجوآمیزی او را به شکل پیامبری تصور کرده‌اند که بندگان گلوبال را به توبه و بازیافت دعوت کرده وگرنه به عذاب گرمایش زمین خواهند سوخت!
در فیلم نکات زیرکانه‌ و ریز بسیاری وجود دارد. به عنوان نمونه در صحنه‌ای از یادآوری خاطرات انتخابات و هنگام اعلام پیروزی جرج بوش، تصویری مدیوم‌شات از بوش هنگام مراسم سوگند ریاست جمهوری نمایش داده می‌شود که چهره‌ای واقعاً ابلهانه دارد! همین تصویر کات می‌شود به تصویر مدیوم چهره‌ی هوشمند ال گور که لبخند او تمسخرآمیز به نظر می‌رسد و در حال کف زدن است. این تصویر به خیابان منتهی به کاخ سفید و سپس به پیاده شدن بوش از ماشین برش داده می‌شود که دوربین از زاویه بالا بوش را فول‌شات نشان می‌دهد که برای جمعیت دست تکان می‌دهد. این تصویر بلافاصله برش می‌خورد به عکسی مغموم از ال گور که مشغول نگاه کردن به پایین از پنجره یک هواپیماست و دوربین تا کلوزآپ او پیش می‌رود. او شکست خورده است اما هنوز در اوج است. یا: هی رفیق! درسته من شکست خوردم ولی من بالای سرت دارم تو رو می‌پام! برتری ال گور با تدوین همین چند تصویر ساده و البته زیرکی کارگردان و تدوین خلاقانه، به خوبی و با ایهامی بصری نمایش داده می‌شود.
آیا از جریان فعالیت‌های زیست محیطی برای تبلیغات سیاسی استفاده سیاسی شده است؟ فیلم تبلیغی برای دموکرات‌هاست؟ برای ال‌ گور؟ صددرصد! بله فیلم کاملاً تبلیغی برای ال گور است. به سادگی می‌توان فهمید که دموکرات‌ها و ال گور گوشه چشمی به اثرات تبلیغی این فیلم برای خودشان داشته‌اند. مخصوصاً این که در فیلم از مقایسه رای ال گور در برابر بوش و تاریخچه کوتاهی از انتخابات ۲۰۰۰ آمریکا صحبت می‌شود. بله فیلم یک فیلم ابزاری در خدمت سیاست است. اما بیننده که در مقام قیاس برمی‌آید نزد خود آن را تبلیغی شرافتمندانه‌تر از سایرین احساس می‌کند. حتی شاید اگر ال‌گور محور و راوی فیلم نبود تا این حد مورد توجه واقع نمی‌شد و این چیزی است که شاید بتوان آن را استفاده‌ی درست سیاسی نامید.
به ندرت پیش آمده که یک شخصیت سیاسی با نگاهی علمی (و حتی استفاده‌ی ابزاری) نسبت به آینده‌ی سیاره‌ زمین نگاه کند و این ولو برای استفاده ابزاری قابل تأمل است. آنها همیشه انبوهی از شعارهای دهکده جهانی و بازار جهانی تنها برای استیلای سرمایه‌سالاری جهانی و پر کردن جیب کشورهای خودشان داشته‌اند و کسی از گرمایش جهانی نگفته است. مساله اینجا مقایسه اذهان عاقل است: آیا این درست و انسانی است یا صحبت کردن از جنگ و خشونت؟ سوال دیگر این است که آیا ال گور به خاطر تبلیغ سیاسی به نفع خودش اغراق می‌کند؟ پس این همه نشانه‌های طبیعی و مستدلات حتی بدون وجود و گفتن او چیست؟
تصور کن آنها به جای میلیاردها دلار خرج تسلیحات و لشکرکشی‌های جهانی به خاورمیانه و آفریقا و یا ایجاد درگیری‌های مرزی و مذهبی و نژادی برای به فروش رفتن سلاح‌هایشان، با طرحی نظیر طرح مارشال که برای جلوگیری از کمونیسم در اروپا بود این پول‌ها را خرج مهار بیابان‌زایی در این مناطق یا کمک به حفظ محیط زیست جهانی با توسعه‌ی جنگل‌ها می‌کردند. آرمانی بود اما می‌شد.
حضور ال گور در فیلم طعنه‌ای به جمهوری‌خواهان و البته بوش و دار و دسته‌ی میلیتاریستی او نیز هست که آنها در فکر تروریسم جهانی و محور شرارت خواندن کشورهای دیگر و ایجاد تخم کینه و جنگ‌های جهان‌گستر هستند اما خطری بسیاری بزرگ‌تر و با ابعادی وسیع‌تر در انتظار زمین است که آنان از آن غافلند. این شرافتمندانه و قابل قبول است حتی اگر تبلیغی سیاسی باشد. چون به نفع تمام جهانیان است و نه کشور خاصی به نام ایالات متحده. البته این در جوهره و پیام فیلم اهمیتی ندارد. خانم «ملیسا اتریج» شاعر و آهنگساز فیلم در مراسم اسکار ۲۰۰۷ وقتی جایزه بهترین آواز را برای این فیلم گرفت، چنین گفت: «این فیلم درباره جمهوری‌خواه یا دموکرات نیست، یا درباره آبی و قرمز، همه‌ی ما سبز هستیم».

 

An Inconvenient Truth for Kidz thumb 160x192 ۲۰۱۶، آغاز قيامت شوی آموزشی بزرگ آقای ال گور
«اگر شما سیاره‌تان را دوست دارید، اگر شما کودکان‌تان را دوست دارید، باید این فیلم را ببینید». این یکی از متن‌های تبلیغاتی فیلم است. یک حقیقت ناخوشایند ساخته‌ی متعالی «دیویس گاگنهایم» یک مستند تلویزیونی چشمگیر و روشن‌فکرانه در مورد تراژدی گرمایش جهانی است. البته نمی‌توان آن را یک مستند بسیار دیدنی با تصاویر خیره‌کننده که تماشاگر عام را مبهوت کند، محسوب کرد. بگذارید چیزی را از همین اول برایتان روشن کنیم! فیلم برای کسانی که می‌خواهند فقط فیلم ببینند ، کسل‌کننده خواهد بود. فیلم برای تمام مخاطبین است اما عوام‌گرایانه نیست. اگر با این دیدگاه به فیلم نگاه کنید که سرگرم شوید، بی‌فایده است.
همچنین نمی‌توان آن را با وجود آن که جوایز و تحسین‌های زیادی (مانند اسکار ۲۰۰۷ بهترین فیلم مستند) به آن داده شده، همردیف بزرگ‌ترین مستندهای تاریخ سینما گذاشت اما – اگر بیننده پیش‌آگاهی و حساسیت لازم را داشته باشد – آن‌قدر قابل تأمل و تأثیرگذار هست که از آن می‌توان با عنوان مستندی فراموش ناشدنی و قابل قبول یاد کرد. «باراکا»ی «ران فریک» و تصاویر خیره‌کننده و موسیقی آن را خاطرتان هست؟ جهان‌گردی در فیلم ما را یاد «باراکا» می‌اندازد اما این بار نه برای نمایش باشکوه تمدن‌های روی زمین بلکه هشداری تلخ و برای نمایش تهدیداتی است که این تمدن‌ها با آن مواجهند.
در نگاه اول فیلم چیزی جز یک شوی تلویزیونی و سخن‌‌رانی ال گور نیست و اغلب کارگردانی آن تلویزیونی یعنی سوئیچ بین دوربین‌ها از زوایای مختلف است که ال‌گور کانون توجه آنهاست. فیلم که بر اساس کتاب خود اَل گور ساخته شده، با حضور خود وی به عنوان راوی و دانای کل در یک پلاتوی تلویزیونی و در جمع تماشاگران، روایتی تلخ و هشداردهنده‌ را بازگو می‌کند که افسانه نیست، واقعیتی علمی است که بر اساس شواهد و مستندات به دست آمده: از سال ۲۰۰۶ یعنی سال ساخت فیلم تنها ۱۰ سال فرصت هست که در برابر نابودی زمین و مهار جریان بی‌سروصدا اما سهمناکِ گرمایش جهانی ایستاد. و این حقیقتی تلخ است که سیاره‌ی زمین در حال احتضار است.
ال گور در برابر مانیتورهای بزرگ و تصاویر از پیش ضبط شده یا بازسازی شده‌ی دیجیتالی و انیمیشن‌های متعدد، به آرامی برای تماشاگران صحبت می‌کند و گاه تکه‌های طنزی را چاشنی صحبت‌هایش می‌کند: من ال گور هستم. من رییس‌جمهور بعدی آمریکا بودم! در تصاویر؛ او عاقل، هوشمند و دلسوزتر از رقیب جمهوری‌خواه خود به نظر می‌رسد. وی طبق نمودارها و عکس‌ها و یافته‌ها نشان می‌دهد که در ۱۴ سال گذشته چگونه زمین گرم‌ترین سال‌های خود را در قرن اخیر تجربه کرده و تنها در سال ۲۰۰۳ چگونه هزاران نفر تنها در اروپا بر اثر موج گرما جان باخته‌اند. او از آب شدن یخ‌های قطبی می‌گوید و عکس‌های مقایسه‌ای از هیمالیا و کلیمانجارو و پاتاگونیا در کوه‌های آند و سایر نقاط دنیا که در دهه‌های اخیر از حجم برف‌ها و یخچال‌های آن به شدت کاسته شده است. فیلم تحقیق جامع و کاملی دارد، نمودارها و تصاویر کاملاً ساده و گویا برای درک مخاطبین بیشتر طراحی شده است.
ال گور از فاجعه‌ای می‌گوید که در صورت تداوم گرم شدن زمین و آثار گازهای گلخانه‌ای و آب شدن یخ‌های قطبی، شهرها و بندرگاه‌های مهم و پرجمعیت جهان نظیر نیویورک، شانگهای، سان‌فرانسیسکو، آمستردام و کلکته چگونه زیر آب خواهد رفت و این یک کابوس بزرگ برای بشریت خواهد بود.

 

چه جنگ‌هایی می‌آیند…

ما نمی‌توانیم در برابر طبیعت مقاومت کنیم. طبیعت کار خودش را می‌کند اگر ما بگذاریم! فقط می‌توانیم از آزار و آسیب رساندن به آن و قطع میلیون‌ها درخت و نابودی جنگل‌ها که مهم‌ترین ارکان جلوگیری از گرمایش جهانی هستند دست برداریم چون دارد مقدماتی را فراهم می‌کند تا انتقام سختی از همه‌ی ما ساکنان زمین بگیرد. آن گونه که ال گور می‌گوید و همه‌ی ما نیز آن را احساس کرده‌‌ایم ما فقط ۹ سال دیگر فرصت داریم که هر کس در حد توان خود شمعی بیفروزد و ظلمات جهل را بزداید. کارشناسان محیط زیست بر این باورند که جنگ‌هایی بزرگ در راه خواهد بود این بار نه برای بازار یا نفت بلکه برای آب! در جایی از زمین که شهرهای ساحلی زیر آب فرو رفته، کویرزایی سرزمین‌های بسیاری را طعمه‌ی خود کرده و تلاش برای بقا به جنگ آب میان ملت‌ها می‌انجامد و به تبع آن از ذخایر غذایی کاسته خواهد شد.
در کشورهایی نظیر کشور ما که مردم با مشکلات اقتصادی و سیاسی مواجه و سرگرمند، نه آگاهی و نه آمادگی برای چنین بحران‌هایی وجود ندارد. باید پیش از هر چیز آگاهی و اطلاع‌رسانی کرد. شاید این هشدارها برای ملت‌هایی که تنها در گذشته زندگی می‌کنند زیاد مؤثر نباشد. برای کسانی است که در حال زندگی می‌کنند و نگران آینده و آیندگان هستند. برای کسانی که می‌اندیشند و تلاش می‌کنند تا برای آیندگان میراث شایسته‌ی انسانی برجا بگذارند.

 

ما بی‌خبرانیم
وقتی از نقطه دید یک ماهواره به دنیا نگاه می‌کنی (مثلاً به وسیله Google Earth) خود را و آدم‌ها را چقدر کوچک احساس می‌کنی. از آن بالا نه نژاد آدم‌ها معلوم است نه فقر و غنا و نه مذهب و مسلک و مکتب یا دیدگاه سیاسی‌شان. دایره‌ی دید و منظر ما نسبت به جهان بسیار اندک است. فقط رسانه‌ها هستند که توانسته‌اند این دید را اندکی وسعت ببخشند. یا تلسکوپ‌های فضایی که هر روز بیشتر ثابت می‌کنند ما چقدر نسبت به کائنات کوچک و ناچیزیم. ما آدم‌ها، آدم‌های کوچک و حقیر که گاه حتی برخی‌مان خود را سایه‌ی خدا می‌خوانیم، از آن بالا پیدا نیستیم. بزرگ‌ترین طنز زندگی در این است که همه‌ی ما روزی می‌میریم! ما جنگ می‌ورزیم، همدیگر را می‌کشیم، کینه‌توزی می‌کنیم، تبعیض نژادی و مذهبی در شرم‌آورترین حالت خود هنوز وجود دارد. جغرافیای بسیاری از سرزمین‌ها نظیر آفریقا و خاورمیانه، جغرافیای تنازع است. و در این جنگ با یکدیگر، برای بقا یا به طمع بیشتر داشتن یا سودرسانی به صاحبان زرادخانه‌ها و کارخانجات اسلحه‌سازی مخصوصاً در سرزمین‌های نفت و خون، زمین را بیشتر نابود می‌کنیم. ما نیازمند یک رستاخیز انسان‌گرایانه و یک رنسانس زیست‌محیطی جهانی برای نجات بشریت هستیم.
نابودی جنگل‌ها و مراتع، تخریب خاک، قتل و انقراض گونه‌های حیوانی، آلاینده‌های محیط زیست، میلیون‌ها خودروی آلوده‌کننده، کارخانجات شیمیایی و سموم مختلف که هوا و زمین را زهرآلود می‌کنند، آزمایش‌های هسته‌ای و بیولوژیکی، جنگ‌های متعدد با سلاح‌های مرگبار کشتار جمعی، آلوده کردن دریاها و اقیانوس‌ها، محصولات و فن‌آوری‌هایی که نتیجه‌شان تولید بیشتر گازهای گلخانه‌ای است، مصرف‌گرایی و جهل…ما به فیزیک کوانتوم و نانوتکنولوژی دست یافته‌ایم اما چیزهای بسیار بزرگ‌تری را از دست داده‌ایم. ما آدم‌های کوچک از آن بالا پیدا نیستیم اما بر زمین‌مان اثرات مخربی می‌گذاریم. ما نمی‌سازیم، ما می‌سوزانیم. رسانه‌ها و نظام استیلای جهانی ذهن ما را با تشویق به مصرف‌گرایی هر چه بیشتر، سیاست و ایجاد کینه‌توزی و جنگ، بمباران می‌کنند و به ما نمی‌گویند «حقیقت» چیست. ما غافلیم، ما بی‌خبرانیم. و باید خود بکوشیم که خود راه‌رو و صاحب‌خبر شویم، ما نیازمند بیدار شدن هستیم.
ناصر خالدیان – تیر ۱۳۸۶

 

* دیدگاه محمد درویش مدیر کل دفتر آموزش و مشارکت‌ مردمی سازمان حفاظت محیط زیست درباره این مطلب