%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF %D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86 100x133 سطحی‌نگری و لودگی، تهدید بزرگ دانشگاهامید عزیزیان: دانشگاه مکانی علمی و آکادمیک است که انتظار می‌رود همه مسائل در آن با نگرشی علمی و منطقی واکاوی و ارزیابی شود. اما متأسفانه امروزه دانشگاه با از دست‌دادن این کارکرد اصلی خود، در سراشیبی زوال ارزش‌های علمی و معرفتی گرفتار آمده است. دانشجویان که براساس نقش علمی و اجتماعی خود می‌بایست پیش‌قراولان حرکت‌های انتقادی برای بهبود اوضاع باشند امروز چنان در چرخه‌ی روزمره‌گی و سطحی‌نگری گرفتار شده‌اند که خود دقیقا به بازیگران اصلی جریان بی‌تفاوتی اجتماعی و ابتذال کوته‌بینی مبدل شده‌اند.

در دانشگاهی که باید منشاء تحولات فکری و فرهنگی باشد مسائل جدی به هیچ گرفته شده و در عوض مراسم‌هایی که در آن مسائل بی‌اهمیت و سطحی ارائه می‌‌گردد، در کمال ناباوری از طرف اکثریتی خاموش به‌شدت مورد استقبال واقع می‌شود. جایگاه و خواستگاه شخصیت‌های علمی و آکادمیک در دانشگاه است اما شگفت‌انگیز است که امروزه این شخصیت‌ها در دانشگاه جایگاه و پایگاهی نداشته و  در عوض چهره‌های رسانه‌ای مانند بازیگران و شو‌من‌ها محبوبیت جدی یافته‌اند.

در مراسم مذکور از دو شخصیت دعوت بعمل آمده بود؛ یکی “رامبد جوان” مجری  خندوانه و دیگری “دکتر بلند همتان” یک شخصیت آکادمیک و استاد دانشگاه؛ در نگاه اول این تصور می‌رود که دانشجویان با توجه به خواستگاه علمی خود، با نگاهی نقادانه برنامه طنز خندوانه را با حضور مجری آن واکاوی کنند، و لذا اهمیتی دوچندان به مباحث کارشناس سخنرانی که قرار است به نقد و بررسی روانشناختی و فلسفی طنز رسانه‌یی بپردازد، بدهند. همچنین انتظار می‌رفت دانشجویان به ارزیابی و سنجش نقادانه برنامه‌ی خندوانه “رامبد جوان”؛  طنزپرداز و مجری برنامه مزبور با حضور خود وی پرداخته و با ایجاد دیالوگی انتقادی هنرمند مذکور را وادار به پاسخگویی در مورد عملکرد برنامه‌ی خود و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن می‌نمودند.

اما تراژدی غم‌انگیز این رخداد اینجا آغاز می‌شود که کانون اصلی مراسم یعنی بخش تحلیل و ارزیابی انتقادی برنامه‌ مذکور اجازه‌ی ارائه نمی‌یابد و استادی که با نیت روشنگری تلاش و توان علمی خود را برای دانشجویان به ارمغان آورده است با فریاد و هوکردن مخاطبان سن را ترک می‌کند؛ در عوض  مهمان دیگر، بازیگر اصلی و میدان‌دار جلسه می‌شود تا دقیقا خندوانه‌ای دیگر را فارغ از نقد و ارزیابی مخاطبین در یک مکان آکادمیک به اجرا بگذارد.

طنز یک تفکر انتقادی است. طنز نه لودگی و به ابتذال کشاندن بلکه یک طعنه جدی است که مخاطبان را با نشان‌دادن تناقضات اجتماعی، فرهنگی و غیره می‌خنداند و سپس آنها را به تفکر واداشته و پیامی مسأله‌ برانگیز ایجاد می‌کند. طنز با سطحی‌نگری و سخافت مخاطبان دیروز متفاوت است و هیچ‌گاه نمی‌توان تخلیه هیجان و لودگی‌های به‌وقوع‌ پیوسته‌ سالن آن مراسم را طنز نام نهاد. عمق فاجعه زمانی اتفاق افتاد که مخاطبان نماد اصلی خاستگاه خود را به سخره گرفتند و در عوض با سطحی‌نگری و خوش‌خیالی تن به چرندیاتی زدند که از سوی نماد غیرعلمی و غیر آکادمیک مراسم مطرح شد.

اما سوال اساسی اینجاست که چرا مسائل جدی و واقعی جامعه که گاه در دانشگاه به بحث گذاشته می شوند چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند و در عوض مسائل غیرجدی که زمینه تخلیه آنی هیجانات را فراهم می‌نمایند با استقبال بیش از حد دانشجویان مواجه می شود؟؟

عمق فاجعه کجاست و دلیل این ابتذال و فرومایگی در مکان‌های آکادمیک کدامین است؟؟

منشاء جذابیت شخصیت‌های سطحی‌نگر و عامه‌پسند در کشور از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

پاسخ به این سوالات یک عزم جدی می‌طلبد که بایستی اساتید و صاحبنظران حوزه‌های مختلف علوم انسانی  در این رابطه وارد عمل شده و با رصد تمامی اتفاقات چند سال اخیر کشور، نسبت به ابتذالی که جامعه را به سمت قهقرا و لبه‌ی پرتگاه می‌کشاند هشداری جدی دهند.