Mostafa Allahveisian انتخابات و آرایش غلیظ جناح‌های سیاسیمصطفی الله‌ویسیان: همان گونه که محرز است انتخابات در هر نظام سیاسی مبتنی بر الگوی رقابت‌های سیاسی شکل می‌گیرد. احزاب و جریان‌های سیاسی با نگاه به توانمندی‌های موجود در جامعه و وضعیت بازیگران سیاسی و همچنین بضاعت‌ها و توانایی‌های درون اردوگاهی، سناریوهایی را برای کسب قدرت طراحی می‌کنند و از پتانسیل درون گروهی برای تحقق سناریو بهره‌گیری می‌نمایند و این سال‌ها نیز رقابت بین دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی دنبال شده و منوال اینگونه است، هرچند از جریانی که پشت سر دکتر حسن روحانی به عنوان جریان جدید اعتدالیون نیز می‌توان به عنوان جریانی تاثیرگذار در انتخابات که هم اکنون در ائتلاف با اصلاح طلبان از آنها می‌شود یاد کرد که رفتار سیاسی مشترکی با این جریان سیاسی در انتخابات آتی خواهند داشت. و دیگر اینکه جریان حامیان احمدی نژاد نیز که در سال‌های اخیر از اردوگاه اصولگرایی فاصله گرفته‌اند،  و به جریان انحرافی معروف شده‌اند ضلع چهارمی است ولی در این انتخابات به دلیل وجود موانعی برای فعالیت سیاسی، چندان اثر گذار نخواهند بود.

با این توضیح مختصر می‌توان مدعی شد رقابت انتخابات آتی همچنان بر مدار دو رقیب اصلی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تحلیل و بررسی می‌شود و در استان کردستان نیز اندکی ضعیف‌تر جریان‌های سیاسی تاثیر گذار بر روند انتخابات هستند هرچند قوم‌گرایی و حرکت‌های این مسیر تاثیر گذارتر بوده و این تداوم هم قابل پیش‌بینی است. اما سخن اصلی در این نوشتار تلاش گردیده است که  اردوگاه اصلاح‌طلبی و تقدم اصلاحات بر انتخابات مورد بررسی قرار گیرد و به لحاظ اینکه بیشتر انتخابات ریاست جمهوری مطمح نظر می باشد بی شک انتخاب شوراها هم منشعب از این تفکرات است با این تفاوت که جریان اصلاح‌طلبی استان نیز همسو با کشور تدوین‌گر برنامه‌های خود برای جذب آرای هرچه بیشتر در استان می‌باشد.

در این اردوگاه گمان بر این است که گزینه‌های روی میز به چند موردی برسد. زعمای اصلاحاتی به مهم‌ترین گزینه یعنی حمایت مطلق از دکتر روحانی معتقد هستند.

مهمترین سناریوی که از بیشترین هوادار نیز برخوردار است، به گمانم این سناریو با گذر زمان و در طول ماه‌های اخیر به الگویی مسلط بر این اردوگاه تبدیل شده و به تدریج دیگر الگوها را به محاق برده است  و با برجامی شدن وضعیت سیاسی کشور و منشعبات انتخابات ریاست جمهوری امریکا در واقع، می‌توان گفت که بیشترین اجماع اصلاح‌طلبان بر روی این سناریو باشد و چاره‌ای مناسب  برای زخم زبان‌های دلواپسان به نظر برسد.

گروه لیبرال و تکنوکرات مانند حزب کارگزاران، حزب اعتدال و توسعه، خانه کارگر، حزب کار و… که در استان نیز فعالیت‌های درخور توجه‌ای دارند و گروه میانه‌رو اصلاح‌طلب همان حزب اعتماد ملی، حزب مردم‌سالاری، حزب همبستگی، جبهه مردمی اصلاحات، حزب ندای ایرانیان و…. از طرفداران این سناریو هستند.

ژنرال‌های کار کشته جناح اصلاح‌طلب که در انتخابات اخیر مجالس شورای اسلامی و خبرگان رهبری خوب توانستند از رد صلاحیت‌های گسترده اصلاح طلبان از سوی شورای نگهبان و سبد تقریبا خالی داوطلب‌ها بهره‌گیری نمایند نیز به این سناریو فکر اجماعی دارند که بنابر شنیده ها «اصلاح‌طلبان چاره‌ای جز حمایت از روحانی ندارند موردی نبوده که اصلاح‌طلبان برای حمایت از آقای روحانی در انتخابات ۱۳۹۶ شرطی گذاشته باشند و سهم‌خواهی کنند.»

عده‌ی اندکی هم از اصلاح طلبان از عملکرد دکتر روحانی انتقاد دارند، تلاش می‌نمایند تا حمایت خود از روحانی در انتخابات آتی را با وجود شروطی مقید سازند تا حمایت آنها بدون دستاوردی برای اصلاح‌طلبی همراه نباشد. براین اعتقادند که حمایت بی‌چون و چرا از روحانی معادل نفی نقد اونیست و معتقدند مسدود کردن راه نقد دولت با اعلام حمایت بی‌چون و چرا عدول از هویت اصلاح‌طلبانه است.

در ماه‌های اخیر و در اولین روزهایی که مباحث انتخاباتی در حال نضج گرفتن است، برخی از جریان‌های افراطی اصلاح‌طلب، سخن «عبور از روحانی» را در درون اردوگاه اصلاح‌طلبان مطرح می‌سازند. هرچند این نغمه‌ها رو به آرامی میرود؛ چرا که واقعیت صحنه سیاست کشور به خوبی حکایت از آن دارد که عبور از روحانی خیلی طرفدار ندارد.

به عقیده نگارنده  بخش عمده استدلال این بخش از اصلاح‌طلبان به تحقق نیافتن وعده‌هایی برمی‌گردد که روحانی در دوران رقابت‌های انتخاباتی سال ۹۲ داده است و امروز از تحقق آن ناتوان است، ایجاد فضای باز در عرصه‌ فرهنگ و هنر و رونق اقتصادی و مقابله با بیکاری و رکود و شعارهایی که در کردستان در مورد مدیریت بومی و… از وعده‌هایی بود که در سال ۹۲ شنیده می‌شد ولی محقق نشد و یا اینکه نتوانست رضایت‌مندی این طیف را بدنبال داشته باشد.

هرچند این ادعا هم متصور است که جناح رقیب بیشتر بر طبل عبور از روحانی می‌کوبد و بعضی اصلاح‌طلبان براین باورند که مطرح کردن این سناریو از سوی جناح رقیب است ولی می‌توان به عنوان یکی از گزینه‌های روی میز اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی نام برد.

گزینه دیگری که به تازگی توسط بخشی از اصلاح‌طلبان مطرح گردیده، حکایت از ورود نامزدی دیگر به غیر از روحانی به عرصه انتخابات دارد. این الگو که منطقی خاص را در پس پرده خود دارد، به نحوی می‌توان مکمل سناریوهای حمایتی از روحانی دانست. نگرانی برای بزرگان این تفکر متصور است که اگر روحانی رد صلاحیت شود در انتخابات دست خالی نباشند که این امر برای اصلاحات خیلی بد است و آسیب پذیری آن را بالا می‌برد بی تردید بر این گمانند که شخصیت‌هایی وجود دارد که روی آنها فکر شود تا اگر مشکلی پیش آمد در صحنه باشند. البته این تصمیم قطعی نشده و فقط تز کاندیدای در سایه‌ای است که می‌تواند در خلا روحانی قد علم نماید و شاید هم این تفکر باشد که این اقدام می‌تواند اهرمی برای تایید صلاحیت روحانی باشد. چرا که گزینه‌ای جایگزین به نحوی انتخاب شده که از صلاحیت کمتری برخوردار بوده و شورای نگهبان احتمالا آنان را رد خواهد کرد، لذا در این شرایط شورای نگهبان مجبور خواهد بود که لااقل روحانی را تایید صلاحیت نماید، چرا که رد صلاحیت همه گزینه‌های اصلاح طلب، پرهزینه خواهد بود.

* مدرس دانشگاه