Nasser Khaledian2 دهشت‌افکنی داعش و مقابله‌ی رسانه‌ای ماناصر خالدیان: یکی از موفق‌ترین روش‌های داعش که به مدد رسانه‌هایی نظیر اینترنت و دوربین‌های ویدیویی به دست آورده، سیاست «هراس‌افکنی» یا همان «النصر بالرعب» است که شاید یکی از توسعه‌دهندگان اصلی و مدرن آن ابومصعب زرقاوی باشد که با ذبح افراد در برابر دوربین، بنیادهای تروریسم مدرن یعنی تلفیقی از فوندامنتالیسم قرون وسطایی با رسانه و تکنولوژی عصر جدید را به چشمان وحشتزده جهانیان معرفی کرد. چرا آنها به راحتی تصاویر کشتارها و سر بریدن‌ها و قتل‌عام‌های فجیع‌شان را گاه با کمترین توجه به اصول حفاظت اطلاعات نظامی و یا با این که می‌دانند این کارشان چه اندازه نفرت‌انگیز است، این قدر گسترده منتشر می‌کنند؟
پاسخ در همین دهشت‌افکنی است که بیش از بسیاری تاکتیک‌های نظامی کاربرد و اثر دارد. آنها نیامده‌اند که تنها عقیده‌ای را تبلیغ کنند، آنها آمده‌اند که به مصداق «ارهاب»، ما را بترسانند و بر بستر این ترس، ما را مقهور و مطیع خود کنند. وقتی ده‌ها هزار نفر ارتش مسلح و آماده در موصل در برابر چندهزار نفر از آنها پا به فرار می‌گذارند، علاوه بر بستر خاص مذهبی و اعتراضی بخشی از مردم، پیش‌زمینه‌ی روانی و هراس قبلی از آنان دارند. این پیش‌زمینه‌ی روانی با تخریب روحیه‌ی سربازان باعث می‌شود تا فرد فکر کند با موجوداتی مافوق‌بشر سر و کار دارد که به هیچ عنوان شکست نمی‌خورند و بهتر است جانش را بردارد و فرار کند و یا اگر هم بماند در درگیری با آنان به اصطلاح نظامی «کُپ» کند.
آنها به خوبی از این مبانی جنگ روانی و رسانه‌ای استفاده می‌کنند و به نظر می‌رسد کارشناسان و صاحب‌نظران و استراتژیست‌های این دو مبحث، پیش از جنگ فیزیکی اول باید راهی برای مقابله و حل این موضوع یافته و این نقاط کلیدی را از کار بیندازند تا بتوانند در نبرد با داعش پیروز شوند.
جدا از این گونه آسیب‌ها و این که رسانه‌های ما هم در این بازی کثیف به نوعی ناخواسته سکوی بازنشر تبلیغات آنان می‌شوند، اثر روانی آن بر جوامع این است که افراد به دلیل مکانیزم روانی «غرقه‌سازی»، به این نوع از خشونت «عادت» کرده و دیگر جان انسان‌ها جز در حد آمار برایشان اهمیت کمتری دارد و این همان چیزی است که داعش می‌خواهد یعنی تهی کردن ذهن انسان‌ها از اهمیت جان انسان و توجه به عقیده و باوری که آنها می‌خواهند. سربازانی که داعشی‌های اسیر را به شدت شکنجه می‌کنند دقیقاً همان الگوی رفتاری هستند که داعش می‌خواهد.
صحنه‌ای از فیلم «پیام‌آور: داستان ژاندارک» (لوک بسون ۱۹۹۹) هست که پس از پیروزی در یک نبرد سهمناک و خشن و در اوج سر بریدن‌ها و مثله کردن‌ها، یکی از سربازان ژاندارک می‌خواهد اسیری را به خاطر دندان‌هایش بکشد. این امر بسیار «عادی» است. ژاندارک جلوی او را می‌گیرد. سرباز می‌پرسد: چرا؟ اون دندونای خوبی داره، این اسیر منه. ژاندارک می‌گوید: «تو نمی‌تونی یک انسان رو به خاطر دندوناش بکشی. منظورم اینه ما برای دلیلی می‌جنگیم».
در میان خبرهای خونبار جنایات داعش، عکس‌ها و ویدیوهایی از دستگیرشدگان هم هست که آنها را تا سر حد مرگ کتک می‌زنند. بله دل‌مان خنک می‌شود و حق‌شان است. اما در میان خشونت‌ها و اصطکاک‌هایی که به وجود می‌آید، آستانه‌ی تحمل ما برای جلوگیری از خشونتی که در ذات همه‌ی ماست و مهار کردن این ویرانگری عمومی، چقدر است؟ آیا ما می‌توانیم یک قدیس باشیم؟ فرض کنید یکی از عزیزان‌مان را داعش کشته باشد و حالا پیش روی ما و اسیر ماست. چه راهی انتخاب می‌‌کنیم؟ آیا روح بشر به مرور زمان تلطیف شده یا همان خشونت غریزی و حیوانی درونش را دارد؟ اصلاً سقف و نهایت این خشونت کجاست؟ یکی دیگری را به هر دلیلی می‌کشد، خانواده او انتقام می‌گیرند و این چرخه ادامه می‌یابد. حالا دیگر چیزی به نام ایمان و عقیده و هیچ دلیلی جز «انتقام» وجود ندارد. نه خدایی هست، نه اسلامی و نه سلف صالحی و این اصطکاک‌ها ادامه می‌یابد. کجا باید گفت: «ما برای دلیلی می‌جنگیم»؟ و کجا باید گفت پس تفاوت ما با داعش و امثال آن چیست؟
رسانه‌های زرد، کانال‌ها و گروه‌های مجازی سطحی نیز به انتشار این خشونت عریان دامن می‌زنند. آنها عاشق جذب بازدیدکننده و ممبر به هر قیمت ممکن حتی تصاویر مهوع و با کلماتی مهیج هستند و خود در این چرخه خشونت، به جریان تبلیغاتی داعش کمک می‌کنند.
وظیفه‌ای که ما می‌توانیم در رسانه‌ها و فضای مجازی انجام دهیم این است که از انتشار اخبار خشونت وحشیانه داعش پرهیز کرده و تا حد امکان اخبار پیروزی‌ها علیه آنان را منتشر کنیم. کاری که متاسفانه حتی خبرگزاری‌های رسمی هم می‌کنند و با انتشار اخبار و تصاویر آتش زدن افراد و اعدام‌ها و قتل‌عام‌ها توسط داعش به نوعی این پیش‌زمینه روانی و تبلیغ ناخواسته را برای آن فراهم می‌کنند.
بر مدیران رسانه‌ها در تمام کشورها و حتی صاحبان گروه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی مجازی به عنوان یک کار حرفه‌ای و اخلاقی واجب است که تا حد امکان از انتشار این تصاویر خشونت‌بار و یا بازنشر آن از شبکه‌ها و پایگاه‌های وابسته به داعش و دیگر گروه‌های جهادی پرهیز کرده و در صورت ضرورت یا اهمیت خبر نهایتاً تصاویر «پاک»تری منتشر شود. پاکسازی شبکه‌های مجازی از این حجم خشونت و تصاویر، وظیفه‌ی هر انسان آگاهی است و خود با ذکر این دلایل نوعی مبارزه با این تاکتیک تروریست‌ها محسوب می‌شود.