Ahmad Amani جعبه‌ جواهرات عکاسی خبری در کردستاناحمد امانی: شاید در سال ۱۸۱۶ میلادی که‌ «جوزف نیپس» با یک جعبه جواهرات یک دوربین بسیار ابتدایی ساخت و آن را با ذره بین و میکروسکوپ نوری مجهز نمود، هرگز فکر نمی کرد که‌ روزگاری همین جعبه‌ جواهرات کوچک وی به‌ یکی از مهترین گنجینه‌ های ثبت لحظات بشری تبدیل شود.
اگرچه‌ وی با این دستگاه‌ تنها می توانست عکس های نگاتیو بردارد، اما لحاظاتی که‌ وی به‌ این نگاتیف ها می نگریست، بی شک روح هنر تحول ساز عکاسی را در آن می دید و نمی دانست که‌ چگونه‌ این روح عظیم و سرکش عکاسی را در کالبد کاغذ فرو کند.
اما بشر ثابت کرده‌ است که‌ هرگز در مرز رویا باقی نخواهد ماند و رویاهای خویش را به‌ عالم واقع منتقل خواهد کرد، آری در سال ۱۸۳۵، سرانجام «ویلیام تالبوت» نخستین کسی بود که توانست عکس های پوزیتیو هم بردارد، یعنی همین عکس های که‌ ما امروز ما در نخستین نمایشگاه‌ عکس خبری کردستان می بینیم. بی شک عکس عکاسان خبره‌ کردستانی هم در مرحله‌ نخست از همان جعبه‌ جواهرات جوزف نیپس سر برون آورده‌ است و در مرحله‌ دوم، همچون تالبوت، روح عکاسی را به‌ کالبد کاغذ منتقل کردند.
داستان عکاسی اگرچه‌ تاریخ کوتاهی دارد، اما بسیار فشرده‌ و چند وجهی است و تنها به‌ همین دو مرحله‌ اولیه‌ و مهم ختم نمی شود.
آری جعبه‌ جواهرات نیپس، بسیار شگفت انگیز در تمام ابعاد زندگی ما رسوخ کرد و تا به‌ امروز انواع عکاسی از جمله‌ عکاسی خبری، عکاسی هنری، عکاسی اجتماعی، عکاسی علمی (مانند ستاره‌ شناسی)، عکاسی خانوادگی (روزمره‌) از آن منشعب شد.
خود عکاسی خبری امروزه‌ به‌ چند بخش بسیار مهم عکاسی مستند، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی در صحنه، عکاسی ورزشی و عکاسی جنگ و رویدادهای سیاسی تقسیم شده‌ است. یعنی عکاسان روزگار ما به‌ صورت تخصصی تنها در یکی از موضوعات مورد اشاره‌ متمرکز می شوند و عکس های ناب لحظات بشری را رقم می زنند.
این جعبه‌ جواهرات در همان گام های نخست، شاهان قجر ایرانی را هم شیفته‌ خویش کرد، بعدها انواع عکاسی هم به‌ ایران وارد شد و مرحوم کاوه‌ گلستان از پیشگامان مهم عکاسی خبری در ایران است، دست بر قضا همین کاوه‌ گلستان، اولین کسی است که‌ در میان کردها ژانر فوق العاده‌ مهم عکاسی خبری را به‌ سطح کشاند، آن هم زمانی که‌ کاوه‌ گلستان برای اولین بار عکس های نسل کشی حلبچه‌ را از دریچه‌ دوربین خویش ثبت کرد.
در زمان جنگ ایران و عراق، هیچ کشوری آماده‌ نبود تا جنایات صدام را رسانه‌ ای کند و به‌ همین دلیل زمانی که‌ دریچه‌ کوچک دوربین کاوه‌ گلستان توانست مظلومیت کردهای عراق را به‌ رسانه‌ی های جهان منتقل کند، اولین بارقه‌های اهمیت عکاسی خبری در میان کردها هم کلید خورد.
از این زمان به‌ بعد، نشریات کردی در اقلیم کردستان به‌ باز نشر عکس های خبری اهمیت ویژه‌ ای می دادند، اما به‌ این دلیل که‌ این منطقه‌ فاقد رشته‌ های دانشگاهی عکاسی بود، نتوانست جامعه‌ عکاسی و عکاسی خبری برای اقلیم کردستان پرورش دهد، اگرچه‌ در یکی دو سال گذشته‌ اهمیت فراوانی به‌ تدریس عکاسی در اقلیم داده‌ می شود، اما هنوز این آسیب در میان مطبوعات کردی دیده‌ می شود.
در این میان اما سنندج روایت دیگری داشت، سنندج که‌ از همان ابتدای شهرنشینی خویش به‌ هنر و معماری اهمیتی ویژه‌ داده‌ است، توانست در سایه‌ وجود دانشگاه‌ های هنر در ایران و تهران، طبقه‌ ای حرفه‌ ای و پروفشنال از عکاسی و به‌ ویژه‌ عکاسی خبری در میان کردهای ایران بیافریند.
ما امروز، شاهد جریان فوق العاده‌ قوی و سرشار از هنر عکاسی در میان کردهای ایران هستیم و عکاسان کورد در مهم ترین جشنواره‌ ها و نشریات جهانی در حال مطرح شدن هستند. در این میان به‌ دلیل اهمیت مناطق کردنشین در خاورمیانه‌، که‌ امروزه‌ مناطق کردنشین سوریه‌ و ترکیه‌ هم به‌ لیست اقلیم کردستان عراق افزوده‌ شده‌ است، عکاسی خبری به‌ یکی از مهمترین شاخه‌های عکاسی کردی تبدیل شده‌ است و روز به‌ روز بر تعداد کاوه‌ گلستان های کرد که‌ فاجعه‌ های حلبچه‌ را به‌ تصویر می کشند، افزوده‌ می شود.
نخستین نمایشگاه‌ عکس خبری کردستان در سنندج تنها نوری کوچک از این دنیای پر فراز و نشیب عکاسی کردی است که امیدواریم روشنایی‌بخش تاریخ عکاسی این مرز و بوم باشد.